تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١
درست هنگامى كه آخرين نفر از بنى اسرائيل از دريا بيرون آمد و آخرين نفر از فرعونيان داخل دريا شد، فرمان داديم: آبها به حال اول بازگردند، امواج خروشان يك مرتبه فرو ريختند و سر بر هم نهادند، فرعون و لشكرش را همچون پرهاى كاه با خود به هر جا بردند، در هم كوبيدند و نابود كردند.
قرآن در يك عبارت كوتاه اين ماجرا را بيان كرده مىگويد: «سپس ديگران را غرق كرديم» «ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ».
و به اين ترتيب، همه چيز در يك لحظه پايان گرفت، بردگان اسير، آزاد شدند و جباران مغرور، گرفتار و نابود گشتند، تاريخ ورق خورد، تمدنى خيره كننده كه بر ويرانههاى خانههاى مستضعفان پىريزى شده بود، از صفحه عالم محو گشت، دوران آن مستكبران پايان گرفت و مستضعفان، وارث ملك و حكومت آنها شدند.
***
آرى «در اين ماجرا نشانه روشن و درس عبرت بزرگى است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند» گوئى چشمها بسته، گوشها كر و قلبها در خواب فرو رفته است «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ».
جائى كه فرعونيان با ديدن آن صحنههاى عجيب، ايمان نياوردند از اين قوم مشرك تعجب مكن، و از عدم ايمانشان نگران مباش، كه تاريخ از اين صحنهها بسيار به خاطر دارد.
تعبير به «أكثر» اشاره به اين است كه: گروهى از فرعونيان دست به دامن آئين موسى زدند و به جمع ياران او پيوستند، نه تنها «آسيه» همسر فرعون، و دوست با وفاى موسى كه در قرآن از او به عنوان «مؤمن آل فرعون» ياد شده، بلكه جمع ديگرى همانند ساحران توبهكار، به او پيوستند.