تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٧
سردمدار مبارزه با پيامبر راستين خدا موسى عليه السلام شديم، و در ستيز با حق پيش قدم بوديم، اما «ما اميدواريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد؛ چرا كه ما نخستين ايمان آورندگان بوديم» «إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ».
ما امروز از هيچ چيز وحشت نداريم، نه از تهديدهاى تو، و نه از دست و پا زدن در خون بر فراز شاخههاى بلند نخل!.
اگر ترسى داشته باشيم تنها از گناهان گذشته خويش است و اميدواريم آن نيز در سايه ايمان و اميد به لطف حق بر طرف گردد.
اين چه نيروئى است كه وقتى در قلب انسان پيدا مىشود، بزرگترين قدرتها در نظرش كوچك، و در برابر سختترين شكنجهها مقاوم، و نسبت به ايثار جان سخاوتمند مىگردد؟!
اين نيروى ايمان است.
اين شعله چراغ فروزان عشق است، كه شهد شهادت در راه خدا را در كام انسان شيرينتر از عسل مىكند، و وصال محبوب را برترين هدف مىسازد.
اين همان نيروئى بود كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله از آن كمك گرفت و مسلمانان نخستين را با آن پرورش داد، و به سرعت ملتى عقب افتاده را به اوج افتخار رسانيد، مسلمانانى كه تاريخشان مايه اعجاب جهانيان شد.
ولى به هر حال، اين صحنه براى فرعون و دستگاهش بسيار گران تمام گشت هر چند طبق بعضى از روايات تهديداتش را عملى نمود، و ساحران مؤمن را شهيد كرد، اما اين كار، نه تنها عواطف مردم را كه به نفع موسى عليه السلام تحريك شده بود خاموش نكرد، كه به آن دامن زد.
همه جا سخن از پيامبر نو ظهور در ميان بود، و همه جا از نخستين شهيدان