تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣
و همكارى با فرعون و مبارزه با موسى عليه السلام قرار داشتند يك مرتبه به خود آمدند و چون از تمام ريزهكارىها و فوت و فن سحر با خبر بودند، يقين پيدا كردند كه اين مسأله قطعاً سحر نيست، اين يك معجزه بزرگ الهى است «ناگهان همه آنها به سجده افتادند» «فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ».
جالب اين كه: قرآن تعبير به «أُلْقى» مىكند كه مفهومش «افكنده شدند» مىباشد، اشاره به اين كه آنچنان تحت تأثير جاذبه معجزه موسى عليه السلام قرار گرفتند كه گوئى بى اختيار بر زمين افتاده، سجده كردند.
***
و همراه با اين عمل، كه دليل روشن ايمان آنها بود، با زبان نيز «گفتند: ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم»! «قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ».
***
و براى اين كه جاى هيچ ابهام و ترديدى باقى نماند و فرعون نتواند اين سخن را تفسير ديگرى كند، اضافه كردند: «به پروردگار موسى و هارون» «رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ».
و اين نشان مىدهد: برنامه افكندن عصا و گفتگوى با ساحران را هر چند موسى انجام داد اما برادرش هارون در كنار او ايستاده و آماده هر گونه پشتيبانى از برادر بود.
اين دگرگونى عجيب، كه در روحيه ساحران پيدا شد، و در يك لحظه كوتاه از ظلمت مطلق، به روشنائى خير كنندهاى گام نهادند، و به تمام منافعى كه از فرعون انتظار داشتند پشت پا زدند- سهل است- جان خود را نيز به خطر افكندند، همه به خاطر اين بود كه آنها علم و دانشى داشتند، و در پرتو آن توانستند حق را از باطل بشناسند و دست به دامن حق زنند.