تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥١
برادرش هارون از سوى سوم، در آنجا حضور يافتند.
اما همان گونه كه معمول قرآن است، اين مقدمات را كه از لابلاى بحثهاى آينده روشن مىشود، حذف كرده وارد اصل سخن مىگردد، در اينجا به ترسيم اين صحنه سرنوشتساز پرداخته مىگويد:
«موسى رو به سوى ساحران كرده گفت: آنچه را مىخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد و هر چه داريد به ميدان آوريد» «قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ».
از آيه ١١٥ سوره «اعراف» استفاده مىشود، اين سخن را موسى هنگامى گفت كه ساحران به او گفتند: آيا تو پيشقدم مىشوى و مىافكنى، يا ما؟!.
اين پيشنهاد موسى عليه السلام كه از اطمينان خاطر او به پيروزى سرچشمه مىگرفت و دليل خونسردى او در برابر انبوه عظيم دشمنان و حاميان سرسخت فرعون بود، نخستين ضربه را بر پيكر ساحران وارد ساخت و نشان داد كه: موسى از آرامش روانى خاصى بهرهمند است و به جاى ديگرى دل بسته و پشت گرم است.
***
ساحران كه غرق غرور و نخوت بودند و حداكثر توان خود را به كار گرفته و به پيروزى خود اميدوار بودند، «طنابها و عصاهاى خود را افكنده، گفتند: به عزت فرعون! ما قطعاً پيروزيم»! «فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ». «١»
آرى، آنها همانند همه متملقان چاپلوس، با نام فرعون شروع كردند و تكيه بر قدرت پوشالى او نمودند.
در اين هنگام چنان كه قرآن در جائى ديگر بيان كرده، عصاها و طنابهاى