تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٥
٣٨ فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ
٣٩ وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ
٤٠ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كانُوا هُمُ الْغالِبِينَ
٤١ فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَا جْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ
٤٢ قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ
ترجمه:
٣٨- سرانجام ساحران براى وعدهگاه روز معينى جمعآورى شدند.
٣٩- و به مردم گفته شد: «آيا شما نيز (در اين صحنه) اجتماع مىكنيد؟.
٤٠- تا اگر ساحران پيروز شوند، از آنان پيروى كنيم»؟!
٤١- هنگامى كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: «آيا اگر ما پيروز شويم؛ پاداش مهمى خواهيم داشت»؟
٤٢- گفت: «آرى، و در آن صورت شما از مقربان خواهيد بود»!
تفسير:
ساحران از همه جا گرد آمدند
در اين آيات، صحنه ديگرى از اين داستان پر ماجرا نشان داده مىشود:
به دنبال پيشنهاد اطرافيان فرعون، جمعى از مأموران زبده به شهرهاى مختلف «مصر» روان شدند و در هر جا ساحران ماهر را جستجو كردند، «سرانجام جمعيت ساحران براى وعدهگاه روز معين جمع آورى شدند» «فَجُمِعَ