تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٠
«در اين هنگام موسى عليه السلام عصائى را كه به دست داشت، افكند، و (به فرمان پروردگار) مار عظيم و آشكارى شد» «فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ».
***
«سپس دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد، ناگهان در برابر بينندگان سفيد و روشن بود»! «وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ».
در حقيقت اين دو معجزه بزرگ، يكى مظهر بيم بود و ديگرى مظهر اميد، اولى مناسب مقام انذار است، و دومى بشارت، يكى بيانگر عذاب الهى است و ديگرى نور است و نشانه رحمت؛ چرا كه معجزه بايد هماهنگ با دعوت پيامبر باشد.
«ثُعْبان» به معنى مار عظيم است كه از آن در فارسى تعبير به «اژدها» مىشود.
«راغب» در «مفردات» احتمال داده: اين واژه از ماده «ثعب» به معنى جريان آب گرفته شده باشد؛ زيرا حركت اين حيوان به نهرهائى شباهت دارد كه به صورت مارپيچ، حركت مىكند.
تعبير به «مُبين» ممكن است اشاره به اين حقيقت باشد كه: راستى عصا تبديل به مار عظيم شده بود، و چشمبندى و تردستى و عملى همچون سحر ساحران در كار نبود.
ذكر اين نكته نيز لازم است كه: در اينجا تعبير به «ثُعبان» شده، و در آيه ١٠ سوره «نمل» و ٣١ «قصص» تعبير به «جان» (مارهاى كوچكى كه با سرعت و چابكى حركت مىكنند) و در سوره «طه» آيه ٢٠ تعبير به «حية» (به معنى مار و از ماده «حيات» گرفته شده).
اين تفاوت تعبيرها در بدو نظر، سؤالانگيز است، ولى در واقع براى بيان يكى از دو مطلب است: