تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٨
٣٠ قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ
٣١ قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
٣٢ فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
٣٣ وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ
٣٤ قالَ لِلْمَلَا حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ
٣٥ يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ فَما ذا تَأْمُرُونَ
٣٦ قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ ابْعَثْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ
٣٧ يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ
ترجمه:
٣٠- (موسى) گفت: «حتى اگر نشانه آشكارى براى تو بياورم (باز ايمان نمىآورى)»؟!
٣١- گفت: «اگر راست مىگوئى آن را بياور»!
٣٢- در اين هنگام موسى عصاى خود را افكند، و ناگهان مار عظيم و آشكارى شد.
٣٣- و دست خود را (در گريبان فرو برد و) بيرون آورد، و در برابر بينندگان سفيد و روشن بود.
٣٤- (فرعون) به گروهى كه اطراف او بودند گفت: «اين ساحر آگاه و ماهرى است»!
٣٥- او مىخواهد با سحرش شما را از سرزمينتان بيرون كند؛ شما چه نظر مىدهيد»؟
٣٦- گفتند: «او و برادرش را مهلت ده؛ و مأموران را براى بسيج به تمام شهرها اعزام كن.
٣٧- تا هر ساحر ماهر و دانائى را نزد تو آورند»!