تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦
عقل و انديشه خود را به كار مىگرفتيد» «قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ».
اگر تو در محدوده كوچكى به نام «مصر»، يك حكومت ظاهرى دارى، حكومت واقعى پروردگار من تمام شرق و غرب جهان و هر چه ميان آنها است را در بر گرفته، و آثارش در همه جا در جبين موجودات مىدرخشد.
اصولًا، همين طلوع و غروب خورشيد در خاور و باختر، و نظامى كه بر آن حاكم است، خود نشانهاى از عظمت او است، اما عيب كار اينجا است كه شما تعقل نمىكنيد و اصلًا عادت به انديشيدن نداريد (توجه داشته باشيد كه جمله «إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ» اشاره به همين است كه شما اگر برنامه تعقل در گذشته و حال در زندگانيتان بود، اين حقيقت را درك مىكرديد).
در واقع موسى عليه السلام نسبت جنون را به طرز زيبائى پاسخ گفت كه: من ديوانه نيستم، ديوانه و بى عقل كسى است كه اين همه آثار پروردگار را نمىبيند، و
اين همه نقش عجب كه بر در و ديوار وجود است هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار!
درست است كه موسى عليه السلام نخستين بار اشاره به تدبير آسمانها و زمين كرد ولى از آنجا كه آسمان بسيار بالا است و زمين، بسيار اسرارآميز، لذا در آخرين مرحله انگشت روى نقطهاى گذاشت كه هيچ كس را ياراى انكار آن نيست، و انسان همه روز با آن سر و كار دارد، و آن نظام طلوع و غروب آفتاب و برنامه دقيقى كه در آن وجود دارد، و احدى نمىتواند ادعا كند من تنظيم كننده آنم.
تعبير به «ما بَيْنَهُما» (آنچه ميان اين دو است) اشاره به وحدت و ارتباط در ميان شرق و غرب است همان گونه كه اين تعبير در مورد آسمانها و زمين نيز چنين بود، و در مورد «رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ» نيز ارتباط و وحدت نسلها