تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥
ترس و واهمه ادامه داده، «گفت: او پروردگار شما و پدران نخستين شما است» «قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ».
در حقيقت، موسى كه در مرحله نخست، از «آيات آفاقى» شروع كرده بود در مرحله دوم به «آيات انفسى» اشاره كرد و به اسرار آفرينش در وجود خود انسانها و آثار پرورش الهى و ربوبيت پروردگار، در روح و جسم بشر پرداخت، تا اين مغروران بىخبر لااقل درباره خود بينديشند و كمى خود را بشناسند و به دنبال آن، خداى خود را.
***
ولى فرعون، به خيره سرى همچنان ادامه داد، و از مرحله استهزاء و سخريه پا را فراتر نهاده نسبت جنون و ديوانگى به موسى داده، گفت: «پيامبرى كه به سوى شما آمده، قطعاً مجنون است»! «قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ».
همان نسبتى كه همه جباران تاريخ به مصلحان الهى مىدادند.
جالب اين كه: اين فريبكار مغرور، حتى حاضر نبود بگويد: «فرستاده ما» و «به سوى ما» بلكه مىگويد: «پيامبر شما» كه «به سوى شما» فرستاده شده است؛ چرا كه حتى تعبير «پيامبر شما» جنبه سخريه داشت، سخريهاى توأم با خود برتر بينى كه من بالاتر از آنم كه پيامبرى، براى دعوتم بيايد، و هدفش از نسبت جنون به موسى عليه السلام اين بود كه اثر منطق نيرومند او را در افكار حاضران خنثى كند.
***
اما اين نسبت ناروا در روح بلند موسى عليه السلام اثرى نگذاشت و همچنان خط اصلى توحيد را از طريق آثار خدا در پهنه آفرينش، در آفاق و انفس، ادامه داده، «گفت: او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان اين دو است مىباشد اگر شما