تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٠
الظَّالِمِينَ».
***
«همان قوم فرعون، آيا آنها از ظلم و ستم و مخالفت فرمان پروردگار پرهيز نمىكنند»؟! «قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لا يَتَّقُونَ».
اين نكته قابل توجه است: تنها صفتى از فرعونيان را كه بر آن تكيه كرده، ظلم است و مىدانيم: ظلم معنى جامع و گستردهاى دارد كه شرك يكى از مصاديق بارز آن است، (انَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيْمٌ). «١»
و استثمار و استعباد بنى اسرائيل با آن همه زجر و شكنجه نيز، مصداق ديگرى از آن مىباشد، از اين گذشته، آنها با اعمال خلافشان قبل از هر كس، بر خودشان ستم مىكردند، و به اين ترتيب، مىتوان هدف دعوت انبياء را در مبارزه با ظلم و ستم در تمام ابعاد خلاصه كرد!.
***
در اين هنگام موسى عليه السلام، مشكلات عظيم خود را به پيشگاه پروردگار عرض مىكند، و از او تقاضاى قوت و قدرت بيشتر براى تحمل اين رسالت عظيم مىنمايد:
«عرض كرد پروردگارا! من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند» «قالَ رَبِّ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ».
و پيش از آن كه بتوانم رسالتم را به آخر برسانم، با جار و جنجال و تكذيبهاى خود، مرا از صحنه بيرون كنند، و اين بار به مقصد نرسد.
موسى عليه السلام در ذكر اين سخن، كاملًا حق داشت؛ چرا كه فرعون و دار و دستهاش آن قدر بر اوضاع كشور «مصر» مسلط بودند كه احدى ياراى مخالفت با