تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩
لِلْعالَمِينَ نَذِيراً». «١»
جالب اين كه: مبارك بودن ذات پروردگار، به وسيله نزول فرقان، يعنى قرآنى كه جدا كننده حق از باطل است معرفى شده، و اين نشان مىدهد كه:
برترين خير و بركت آن است كه: انسان وسيلهاى براى شناخت- شناخت حق از باطل- در دست داشته باشد!
اين نكته نيز قابل توجه است كه: «فرقان» گاه، به معنى «قرآن»، گاه به معنى معجزاتى كه روشنگر حق از باطل است، و گاه در مورد «تورات» به كار رفته است، ولى، در اينجا با قرائنى كه در آيه و آيات بعد است، منظور قرآن است.
در بعضى از روايات، هنگامى كه از امام صادق عليه السلام مىپرسند: آيا ميان «قرآن» و «فرقان» فرقى است؟ مىفرمايد: «قرآن اشاره به مجموع اين كتاب آسمانى است، و فرقان اشاره به آيات محكمات است». «٢»
اين سخن، منافات با فرقان بودن همه آيات قرآن ندارد، و منظور اين است كه: آيات محكمات قرآن مصداق روشنتر و بارزترى براى فرقان و جداسازى حق از باطل محسوب مىشود.
موهبت «فرقان و شناخت» تا آن حدّ اهميت دارد كه: قرآن مجيد آن را به عنوان پاداش بزرگ پرهيزكاران ذكر كرده است: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! اگر تقوا پيشه كنيد، خداوند فرقان در اختيار شما مىگذارد». «٣»
آرى، بدون تقوا، شناخت حق از باطل ممكن نيست؛ چرا كه حب و بغضها و گناهان، حجاب ضخيمى بر چهره حق مىافكند و درك و ديد آدمى را كور