تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٢
مىگذارد، و اگر زناكار بود بعداً عفيف و پاكدامن مىشود و اين توفيق الهى را در سايه ايمان و توبه پيدا مىكند.
٢- ديگر اين كه: خداوند به لطف و كرمش، و فضل و انعامش بعد از توبه كردن سيئات اعمال او را محو مىكند، و به جاى آن حسنات مىنشاند، چنان كه در روايتى از «ابوذر» از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم: روز قيامت كه مىشود، بعضى از افراد را حاضر مىكنند خداوند دستور مىدهد: گناهان صغيره او را به او عرضه كنيد و كبيرهها را بپوشانيد.
به او گفته مىشود: تو در فلان روز فلان گناه صغيره را انجام دادى، و او به آن اعتراف مىكند، ولى قلبش از كبائر ترسان و لرزان است.
در اينجا هر گاه خدا بخواهد به او لطفى كند دستور مىدهد: به جاى هر سيئه، حسنهاى به او بدهيد، عرض مىكند: پروردگارا! من گناهان مهمى داشتم كه آنها را در اينجا نمىبينم.
«ابوذر» مىگويد: در اين هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله تبسم كرد به گونهاى كه دندانهايش آشكار گشت، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ». «١»
٣- سومين تفسير اين كه: منظور از سيئات، نفس اعمالى كه انسان انجام مىدهد نيست، بلكه آثار سوئى است كه از آن بر روح و جان انسان نشسته، هنگامى كه توبه كند و ايمان آورد، آن آثار سوء از روح و جانش برچيده مىشود، و تبديل به آثار خير مىگردد، و اين است معنى تبديل سيئات به حسنات.
البته اين سه تفسير، منافاتى با هم ندارند و ممكن است هر سه در مفهوم آيه