تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣
كنند.
اين نظامى كه حاكم بر اين كرات عظيم آسمانى است، شاهد گويائى بر وجود پروردگارى است كه مدبر و اداره كننده عالم بزرگ هستى مىباشد.
آيا با اين همه نشانههاى روشن، با اين منازل بديع و دقيق خورشيد و ماه باز او را نمىشناسيد و مىگوئيد: «مَا الرَّحْمانُ»؟!
اما اين كه: چرا خورشيد را «سراج» ناميده؟ و ماه را با صفت «منير» همراه نموده؟ ممكن است دليلش اين باشد كه: «سراج» به معنى چراغ است كه نور از درون خودش، سرچشمه مىگيرد، و اين متناسب با وضع خورشيد است كه:
طبق تحقيقات مسلّم علمى، نورش از خود او است.
بر خلاف ماه، كه نورش از پرتو خورشيد است، و لذا آن را با «منير» توصيف كرده، يعنى «روشنى بخش»- هر چند نورش از ديگرى گرفته شده باشد-. «١»
***
در آخرين آيه مورد بحث، باز به معرفى پروردگار عالم ادامه داده و بخش ديگرى از نظام هستى را بازگو مىكند، مىگويد: «او كسى است كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد، براى آنها كه بخواهند متذكر شوند، و يا شكرگزارى كنند» «وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً».
اين نظام بديع، كه بر شب و روز حاكم است، و متناوباً جانشين يكديگر مىشوند، و ميليونها سال اين نظم ادامه دارد،- نظمى كه اگر نبود زندگى انسان بر اثر شدت نور و حرارت يا تاريكى و ظلمت به تباهى مىكشيد- براى آنها كه