تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٤
زنده خواهد بود، نه نيازى به اجر و پاداش آنها دارى، و نه وحشتى از ضرر و زيان و توطئه آنان.
و اكنون كه چنين است: «تسبيح و حمد او به جا آور» از نقصها منزه بشمر، و در برابر همه كمالات او را ستايش كن «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ».
در حقيقت، اين جمله را مىتوان به منزله تعليل بر جمله قبل دانست؛ زيرا هنگامى كه او از هر عيب و نقص پاك، و به هر كمال و حسنى آراسته است، چنين كسى شايسته توكل مىباشد.
و مىافزايد: «از كارشكنى و توطئههاى دشمنان، نگران مباش! همين بس كه خداوند از گناهان بندگانش آگاه است» و به موقع حساب آنها را مىرسد «وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً».
***
آيه بعد، بيان قدرت پروردگار در پهنه جهان هستى است، و توصيف ديگرى است از اين تكيهگاه مطمئن، مىفرمايد: «او كسى است كه آسمانها، زمين و آنچه را در ميان اين دو است در شش روز (شش دوران) آفريد» «الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ».
«سپس بر عرش قدرت قرار گرفت»، و به تدبير عالم پرداخت «ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ».
كسى كه داراى اين قدرت وسيع است، مىتواند، متوكلان بر خود را در برابر هر خطر و حادثهاى، حفظ كند، كه هم آفرينش جهان به وسيله او بوده، و هم اداره و رهبرى و تدبير آن در اختيار ذات پاك او است.
ضمناً، آفرينش جهان، به صورت تدريجى اشارهاى به اين واقعيت است كه:
خدا در هيچ كارى عجله ندارد، اگر دشمنان تو را سريعاً مجازات نمىكند، براى