تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٢
بود كه مطلقاً سود و زيانى ندارند، در نخستين آيات مورد بحث، اشاره به وظيفه پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر اين متعصبان لجوج كرده، مىگويد: «ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم» «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً». «١»
اگر آنها دعوت تو را نپذيرفتند، ايرادى بر تو نيست، تو وظيفه خود را كه بشارت و انذار است، انجام دادى، و دلهاى آماده را به سوى خدا دعوت كردى.
اين سخن، هم وظيفه پيامبر را مشخص مىكند، هم تسلّى خاطرى براى او است، و هم نوعى تهديد و بى اعتنائى به اين گروه گمراه.
***
آن گاه به پيامبر صلى الله عليه و آله دستور مىدهد: به آنها «بگو: من از شما در برابر اين قرآن و ابلاغ اين آئين آسمانى، هيچ گونه اجر و پاداشى مطالبه نمىكنم» «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ».
بعد اضافه مىكند: «تنها اجرى كه من مىخواهم اين است كه: مردم بخواهند راهى به سوى پروردگارشان برگزينند» «إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلًا».
يعنى تنها اجر و پاداش من هدايت شما است، آن هم از روى اراده و اختيار نه اكراه و اجبار، و اين تعبير جالبى است كه نهايت لطف و محبت پيامبر صلى الله عليه و آله را نسبت به پيروانش مىرساند؛ چرا كه اجر و مزد خود را سعادت و خوشبختى آنان مىشمرد. «٢»
بديهى است هدايت امت، اجر معنوى فوق العادهاى براى پيامبر صلى الله عليه و آله دارد؛ چرا كه: الدَّالُّ عَلَى الْخَيْرِ كَفاعِلِهِ: «هر كس راهنماى كار خيرى باشد همچون