تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٩
تعبير ديگر، به عمل كسانى كه به وسيله قرآن با كژىها و انحرافات و آلودگىها مبارزه مىكنند.
اين تعبير، از يكسو، اهميت مبارزات منطقى و عقيدتى را روشن مىسازد، و از سوى ديگر، عظمت مقام قرآن را.
در بعضى از روايات آمده است: «ابوسفيان»، «ابوجهل» و بعضى ديگر از سران شرك، شبى از شبها جداگانه براى شنيدن آيات قرآن، به طور مخفيانه،- هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مشغول نماز بود آمدند- و هر يك بدون اين كه: ديگرى بداند در محلى پنهان شده آن شب، مدتى طولانى آيات قرآن را از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدند.
هنگامى كه پراكنده شدند، سفيده صبح دميده بود، و اتفاقاً به هنگام بازگشت از يك راه آمدند و سرّشان فاش شد، به سرزنش همديگر پرداختند و تأكيد كردند: چنين كارى نبايد تكرار شود؛ چرا كه اگر بعضى از جاهلان، اين صحنه را ببينند، باعث شك و ترديدشان خواهد شد!.
ولى در شب دوم، همين برنامه تكرار شد، و باز به هنگام بازگشت، با يكديگر روبرو شدند، ناراحت و نگران گشتند و همان سخنان قبل را تكرار و تأكيد نمودند.
شب سوم، نيز همان برنامه تجديد شد و به هنگامى كه يكديگر را ديدند گفتند: ما از اينجا نبايد حركت كنيم تا عهد و پيمان ببنديم كه ديگر اين كار تكرار نشود، عهد و پيمان بستند و از هم جدا شدند.
فردا صبح يكى از مشركان به نام «اخنس بن شريق» عصاى خود را برگرفت و به سوى خانه «ابوسفيان» آمده به او گفت: بگو ببينم: عقيده تو درباره آنچه از محمّد صلى الله عليه و آله شنيدى چيست؟