تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٧
همواره قادر بوده و هست» «وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيْراً».
***
سرانجام در آخرين آيه مورد بحث، انحراف مشركان از اصل توحيد را، از طريق مقايسه قدرت بتها با قدرت پروردگار، كه نمونههاى آن در آيات قبل گذشت، روشن مىسازد، مىگويد: «آنها معبودهائى جز خدا مىپرستند كه نه سودى به آنها مىرساند و نه زيانى» «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ».
مسلّم است، تنها وجود سود و زيان نمىتواند، معيار پرستش باشد، ولى قرآن با اين تعبير، بيانگر اين نكته است كه: آنها هيچ بهانهاى براى اين پرستش ندارند؛ چرا كه بتها موجوداتى هستند، كاملًا بى خاصيت و فاقد هرگونه ارزش و تأثير مثبت يا منفى.
و در پايان آيه اضافه مىكند: «و كافران هميشه در برابر پروردگارشان (در طريق كفر) پشتيبان يكديگرند» «وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً».
آنها در مسير انحرافيشان تنها نيستند، و به طور قاطعى يكديگر را تقويت مىنمايند، نيروهائى را كه مىبايست در مسير «اللَّه» بسيج كنند، بر ضد آئين خدا و پيامبرش و مؤمنان راستين بسيج مىنمايند.
و اگر مىبينيم بعضى از مفسران، «كافر» را در اينجا منحصراً به «ابوجهل» تفسير كردهاند از باب ذكر مصداق واضح است، و گرنه كافر در همه جا معنى وسيعى دارد كه همه كفار را شامل مىشود.
***