تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٥
از اين گذشته، بدون شك بيشترين قسمت وجود انسان را آب تشكيل مىدهد، به طورى كه مىتوان گفت: ماده اصلى وجود هر انسانى آب است، و به همين دليل، مقاومت انسان در برابر كمبود آب، بسيار كم است، در حالى كه انسان در برابر كمبود مواد غذائى مىتواند روزها و هفتهها مقاومت كند.
البته، اين احتمال نيز وجود دارد كه: همه اين معانى در مفهوم آيه، جمع باشد، يعنى هم بشر نخستين از آب آفريده شده، و هم پيدايش تمام افراد انسان از آب نطفه است، و هم آب مهمترين ماده ساختمان بدن انسان را تشكيل مىدهد، آبى كه از سادهترين موجودات اين جهان محسوب مىشود، چگونه مبدء پيدايش چنين خلق شگرفى شده است؟! اين دليل روشن قدرت او است.
به دنبال آفرينش انسان، سخن از گسترش نسلها به ميان آورده، مىگويد:
«خداوند اين انسان را از دو شاخه گسترش داد: شاخه نسب و صهر» «فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً».
منظور از «نسب» پيوندى است كه در ميان انسانها از طريق زاد و ولد به وجود مىآيد، مانند ارتباط پدر و فرزند، يا برادران به يكديگر، اما منظور از «صهر» كه در اصل به معنى «داماد» است، پيوندهائى است كه از اين طريق ميان دو طايفه بر قرار مىشود، مانند پيوند انسان با نزديكان همسرش، و اين دو، همان چيزى است كه فقهاء در مباحث نكاح از آن تعبير به «نسب» و «سبب» مىكنند.
در قرآن مجيد، در سوره «نساء» به هفت مورد از محارم كه از طريق نسب به وجود مىآيند اشاره شده (مادر، دختر، خواهر، عمه، خاله، دختر برادر و دختر خواهر) و به چهار مورد از موارد سبب و صهر (دختر همسر، مادر همسر، همسر فرزند، و همسر پدر).