تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣
قسمتى از آن را از نزديك مشاهده كردهايم كه تنها با همين وسيله آبيارى مىشوند، و در فاصله زيادى از ساحل دريا قرار گرفتهاند، در سالهائى كه بارندگى كم و آب رودخانههاى عظيمى كه به دريا مىريزد، تقليل پيدا كند گاهى آب شور غلبه مىكند، كه مردم كشاورز اين سامان از آن سخت نگران مىشوند، زيرا به زراعت آنها لطمه مىزند.
ولى معمولًا چنين نيست، و اين آب «عذب و فرات» كه در كنار آن آب «ملح و اجاج» قرار گرفته، به آن آميخته نمىشود، سرمايه بزرگى براى آنها محسوب مىشود.
ناگفته پيدا است، وجود علل طبيعى در اين گونه مسائل، هرگز از ارزش آنها نمىكاهد مگر طبيعت چيست؟ جز فعل خدا و اراده و مشيت پروردگار كه اين خواص را به اين موجودات داده؟!
هنگامى كه: انسان با هواپيما از اين مناطق مىگذرد، منظره اين دو آب كه رنگهاى متفاوتى دارند و با هم آميخته نمىشوند، به خوبى نمايان است كه انسان را به ياد اين نكته قرآنى مىاندازد.
ضمناً، قرار گرفتن اين آيه در ميان آيات مربوط به «كفر» و «ايمان» ممكن است، اشاره و تشبيهى در اين امر نيز باشد كه: گاهى در يك جامعه، در يك شهر، و گاه حتى در يك خانه، افرادى با ايمان كه همچون آب عذب و فراتند در كنار افراد بى ايمان كه همچون آب ملح و اجاجند، با دو طرز تفكر، دو نوع عقيده، و دو نوع عمل پاك و ناپاك، قرار مىگيرند، بى آن كه به هم آميخته شوند.
***
در آيه بعد، به مناسبت بحث نزول باران و همچنين درياهاى آب شور و شيرين، كه در كنار هم قرار مىگيرند، سخن از آفرينش انسان از آب، به ميان