تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠
بلكه، اينها از چهارپايان نيز بدبختتر و بينواترند كه آنها امكان تعقل و انديشه ندارند، و اينها دارند و به چنان روزى افتادهاند!.
قابل توجه اين كه: باز در اينجا قرآن، تعبير به «أَكْثَرُهُمْ» مىكند، و اين حكم را به همه آنها تعميم نمىدهد؛ چرا كه ممكن است در ميان آنها افرادى واقعاً فريب خورده باشند كه: وقتى در مقابل حق قرار گرفتند، تدريجاً پردهها از مقابل چشمشان كنار مىرود، و پذيراى حق مىشوند و اين خود، دليل بر رعايت انصاف در بحثهاى قرآنى است.
***
نكتهها:
١- هوا پرستى و عواقب دردناك آن
بى شك در وجود انسان، غرائز و اميال گوناگونى است كه همه آنها براى ادامه حيات او ضرورت دارد: خشم و غضب، علاقه به خويشتن، علاقه به مال و زندگى مادى و امثال اينها، و بدون ترديد دستگاه آفرينش، همه اينها را براى همان هدف تكاملى آفريده است.
اما مهم اين است كه: گاه اينها از حدّ، تجاوز مىكنند، و پا را از گليمشان فراتر مىنهند، و از صورت يك ابزار مطيع در دست عقل در مىآيند، و بناى طغيان و ياغىگرى مىگذارند، عقل را زندانى كرده، بر كل وجود انسان حاكم مىشوند و زمام اختيار او را در دست مىگيرند.
اين، همان چيزى است كه از آن به «هوا پرستى» تعبير مىكنند كه از تمام انواع بت پرستى، خطرناكتر است، بلكه بت پرستى نيز از آن ريشه مىگيرد.
بى جهت نيست كه، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله بت «هوا» را بزرگترين و بدترين بتها شمرده است در آنجا كه مىفرمايد: ما تَحْتَ ظِلِّ السَّماءِ مِنْ الهٍ يُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ، أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ هَوىً مُتَّبَعٍ: «در زير آسمان هيچ بتى بزرگتر در نزد خدا از هوا و هوسى كه از آن پيروى كنند وجود ندارد»!. «١»