تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٧
خروشان منطق رهبران الهى، قرار مىگيرند، گاهى، استهزاء را به عنوان يك تاكتيك براى كوچك نشان دادن و محو آن، انتخاب مىكنند در حالى كه، در باطن چنين عقيدهاى ندارند، و گاه، آن را جدى گرفته با تمام وجود با آن مبارزه مىكنند.
***
دومين پاسخى كه قرآن به سخنان آنها مىگويد در آيه بعد آمده، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده به عنوان دلدارى و تسلى خاطر، و هم به عنوان بيان دليل اصلى عدم پذيرش دعوت پيامبر از سوى آنان، مىفرمايد:
«آيا ديدى كسى كه معبود خود را هواى نفس خويش برگزيده»؟! «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ».
«آيا با اين حالت، تو قادر به هدايت او و دفاع از او هستى»؟! «أَ فَأَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكِيلًا».
يعنى اگر آنها در برابر دعوت تو دست به استهزاء و انكار و انواع مخالفتها زدند، نه به خاطر آن بوده كه منطق تو ضعيف و دلائل تو غير قانع كننده و در آئينت جاى شك و ترديد است، بلكه به خاطر اين است كه: آنها پيرو فرمان عقل و منطق نيستند، معبود آنها هواى نفسشان است، آيا انتظار دارى چنين كسانى تو را پذيرا شوند؟ يا بتوانى در آنها نفوذ كنى؟!
در معنى جمله «أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»، مفسران بزرگ، بيانات گوناگونى دارند:
جمعى همانگونه كه در بالا گفتيم، گفتهاند: منظور آن است كه آنها يك بت دارند و آن هواى نفس آنها است و تمام كارهايشان از آن سرچشمه مىگيرد.
در حالى كه جمع ديگرى معتقدند: منظور آن است كه آنها حتى در انتخاب