تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨
يَكُونُوا يَرَوْنَها».
آرى اين صحنه را ديده بودند، ولى هرگز درس عبرت نگرفتند؛ چرا كه «آنها به رستاخيز، ايمان و اميد ندارند»! «بَلْ كانُوا لايَرْجُونَ نُشُوراً».
مرگ را پايان اين زندگى مىشمرند، و اگر به زندگى پس از مرگ هم معتقد باشند، اعتقادى بسيار سست و بى پايه دارند، آنچنان كه در روح آنها و به طريق اولى، در برنامههاى زندگيشان اثر نمىگذارد، به همين دليل، همه چيز را بازيچه مىگيرند، و جز به هوسهاى زود گذر خود نمىانديشند.
***
نكتهها:
١- «اصحاب الرّس» كيانند؟
واژه «رس» در اصل، به معنى اثر مختصر است، مثلًا گفته مىشود: رَسَّ الْحَدِيْثُ فِى نَفْسِى: «كمى از گفتار او را به خاطر دارم» يا گفته مىشود: وَجَدَ رَسّاً مِنْ حُمّى: «اثر مختصر از تب در خود يافت». «١»
و جمعى از مفسران بر اين عقيدهاند كه: «رس» به معنى «چاه» است.
به هر حال، ناميدن اين قوم، به اين نام، يا به خاطر آن است كه اثر بسيار كمى از آنها به جاى مانده، يا به جهت آن است كه آنها چاههاى آب فراوان داشتند، و يا به واسطه فروكشيدن چاههايشان هلاك و نابود شدند.
در اين كه: اين قوم، چه كسانى بودند؟ در ميان مورخان و مفسران گفتگو بسيار است:
١- بسيارى عقيده دارند: «اصحاب رس» طايفهاى بودند كه در «يمامه» مىزيستند، و پيامبرى به نام «حنظله» بر آنها مبعوث شد، آنان وى را تكذيب