فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٩ - فراق
١٩. تذكرة الفقهاء ٢٠/ ١٩٤ ؛ مسالك الافهام ٥/ ٣٩٢ ـ ٣٩٣
[٢٠] المهذب ١/ ٣٤٨ ـ ٣٤٩ ؛ كتاب السرائر ٢/ ٢٠٦ ؛ تحرير الاحكام ٢/ ٢٧٣ ؛ مفتاح الكرامة ٨/ ٢٢٢
[٢١] الحدائق الناضرة ١٤/ ١٠٨ ـ ١٠٩ ؛ جواهرالكلام ١٧/ ٢٧٥
[٢٢] النهاية/ ٢٠٤
[٢٣] مفتاح الكرامة ٨/٢٢٤
[٢٤] ٢٢٧
[٢٥] ٢٢٦
[٢٦] الحدائق الناضرة ٣/ ٤٧٦ ؛ العروة الوثقى ٢/١١٧
[٢٧] منية الطالب ١/ ٢٢٥ ـ ٢٢٦
[٢٨] كتاب السرائر ٣/ ١٧٥ ؛ مسالك الافهام ٦/ ٢٤ ؛ الحدائق الناضرة ٢٢/١٤٦
[٢٩] جواهرالكلام ٢٣/٣٧٩
[٣٠] ٤١/ ٧٤ ـ ٧٨
[٣١] مجمع الفائدة ١٣/ ١٤٩ ؛ كشف اللثام ١١/ ٩٧
[٣٢] كشف اللثام ١١/ ٩٧
[٣٣] كتاب السرائر ٣/ ٥٣٥ ؛ مختلف الشيعة ٩/ ٢٣٣ ؛ جواهرالكلام ٤١/ ٤٨٧ ـ ٤٨٨
[٣٤] الجامع للشرائع/ ٤٥٨
[٣٥] وسائل الشيعة ٢١/ ٤٨٤
[٣٦] جواهر الكلام ٤/ ٣٦٧ ـ ٣٦٨ و ٣٣/ ١٨٦ .
فرزند ارشد
فرزند ارشد: فرزند بزرگتر.
از احكام آن در بابهاى صلات، صوم و ارث سخن گفتهاند.
ولايت: در فقه، ولىّ ميّت موضوع احكامى خاص، همچون وجوب قضاى نمازهاى فوت شده ميّت قرار گرفته است.
به قول مشهور، فرزند ارشد ميّت، ولىّ او به شمار مىرود. مقصود از فرزند ارشد، پسر بزرگتر ميّت است. بنابر اين، دختر بزرگتر ميّت، ولىّ او نخواهد بود و در نتيجه موضوع احكامى كه مىآيد نمىباشد. از برخى نقل شده است كه در صورت نداشتن پسر، دختر بزرگتر، ولىّ ميّت محسوب مىگردد.[١]
برخى گفتهاند: ولايت اختصاص به پسر بزرگتر ندارد؛ بلكه هر يك از مردان كه در ارث بردن سزاوارتر از ساير خويشاوندان است، بر ميّت ولايت دارد. بنابر اين، با وجود پسر بزرگتر، او و با نبود او، ساير مردان به ترتيب اولويت در ارث، ولىّ ميّت محسوب مىشوند.[٢]
آيا در ثبوت احكام خاص بر ولىّ ميّت، بالغ و عاقل بودن او هنگام فوت ميّت، شرط است يا نه؟ مسئله اختلافى است. بنابر قول نخست، در صورت بالغ يا عاقل نبودن هنگام فوت، بر بلوغ و عقل پس از آن، اثرى مترتب نمىشود؛ ليكن بنابر قول دوم، هرگاه بالغ و عاقل گردد، احكام خاص بر او جارى مىشود.[٣]
احكام: از اختصاصات پسر بزرگتر حبوه است كه از مال ميّت( ميّت) به او داده مىشود( حبوه).