فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦١٧ - غنيمت
[١]الحدائق الناضرة ٥/ ١٥٩ ؛ جواهر الكلام ٦/ ٢٠
[٢] توضيح المسائل مراجع ١/١٢٣ م ٢٠٣
[٣] التنقيح الرائع ١/ ٣١١
[٤] المبسوط ٢/ ١١٤ ؛ المهذب ١/ ٣٨١
[٥] الحدائق الناضرة ١٩/ ٣٣٢ ـ ٣٣٣ ؛ جواهر الكلام ٢٤/ ٥٩ ـ ٦٤ .
غول
غول: ديو.
غول نوعى جن است كه در بيابان به صورت و شكلهاى گوناگون ظاهر و متعرض مسافران مىشود.[١] از آن به مناسبت در باب صلات نام بردهاند.
مفاد روايتى چنين است: هرگاه غول در نظرتان آمد اذان بگوييد.[٢] بر اين اساس، فقها اذان گفتن را در بيابان براى كسى كه از غول و مانند آن وحشت دارد، مستحب دانستهاند.[٣]
[١]لسان العرب، واژه «غول»
[٢] من لايحضره الفقيه ١/ ٢٩٨
[٣] جواهر الكلام ٩/ ١٤٧ ـ ١٤٨ .
غيابى حكم غيابى
غيب علم غيب
غيبت
غَيبت: مقابل حضور، غايب بودن.
از احكام آن در بسيارى از ابواب، از قبيل طهارت، صلات، زكات، حج، رهن، وكالت، نكاح، طلاق، ظهار، شفعه و قضاء سخن گفتهاند.
حكم: غيبت گاه به لحاظ صفتى براى شخص [= فرد غايب] موضوع احكامى واقع شده و گاه به لحاظ صفتى براى مال [= مال غايب] كه به احكام هر يك جدا گانه اشاره مىشود.
احكام نوع نخست
طهارت: از مطهِّرات، غايب شدن مسلمان است؛ بدين معنا كه مسلمانى كه بدن يا لباسش و يا چيزى ديگر كه در اختيار او بوده، از قبيل ظرف و فرش، نجس شده است، چنانچه غايب گردد، شىء نجس با شرايطى محكوم به طهارت و پاكى است[١]( مطهِّرات).
از شرايط صحّت نماز ميّت، حضور ميّت نزد نمازگزار است. بنابر اين، خواندن نماز ميّت بر جنازه غايب صحيح نيست.[٢]
زكات: در زكات فطره، چنانچه نانآور خانواده، غايب و در شهرى ديگر باشد،