فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٧ - غار حِرا
بر اساس نقل، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: «هرپيمان شكنى در روز قيامت با دهان كج، همراه پيشوايش برانگيخته مىشود تا اينكه داخل جهنم گردد»[٣]
كسى كه با كافرى پيمان امان(امان) بسته است، وفا به آن واجب است و جايز نيست آن را نقض كند و بر حاكم اسلامى واجب است او را از نقض پيمان بازدارد.[٤]
[١]لسان العرب، واژه «غدر»
[٢] المبسوط ٢/ ١٩ ؛ ارشاد الاذهان ١/ ٣٤٤ ؛ جواهر الكلام ٢١/ ٧٨
[٣] وسائل الشيعة ١٥/ ٧٠
[٤] منتهى المطلب ١٤/ ١٠٦ ـ ١٠٧ .
غُدُوّ غدوه
غدوه
غَدوَه: زمان بين طلوع فجر و بر آمدن آفتاب/ زمان بين طلوع فجر و زوال (وقت نماز ظهر)، مقابل روحه( روحه).
از احكام آن به معناى نخست در باب طهارت سخن گفتهاند.
بنابر قول به نجس شدن آب چاه به صرف ملاقات با نجاست، در صورتى كه نجاست از نوع شراب يا منى باشد، براى تطهير چاه بايد همه آب آن را بكشند، مگر آنكه غير ممكن يا بسيار دشوار باشد كه در اين صورت تراوح واجب مىشود.[١] در تراوح بايد دست كم چهار مرد، دو به دو و به نوبت از غدوه تا عشيه (غروب آفتاب) آب چاه را بكشند.[٢]
غدوه هرچند به زمان بين طلوع فجر (وقت نماز صبح) و طلوع آفتاب تعريف شده است، ليكن طلوع فجر را آغاز كشيدن آب از چاه دانستهاند.[٣] برخى، غدوه را به آغاز روز (طلوع فجر) ـ و نه فاصله زمانى بين طلوع فجر و برآمدن آفتاب ـ تعريف كرده و كلمات فقهايى را كه به «غدوه تا غروب» تعبير كردهاند به همين معنا گرفتهاند.[٤]
غدوه به معناى دوم، واحدى براى تعيين مقدار مسافت است. در گذشته، سير متعارف كاروانها و مسافران در روز، هشت فرسخ بوده است. غدوه زمان بين طلوع فجر و زوال خورشيد مىباشد كه معادل چهار فرسخ است و كاروانها در نصف روز اين مسافت را مىپيمودند. از آن در باب تجارت سخن گفتهاند.