فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢١ - عِيال
٢٠. جواهرالكلام ١٥/ ٥١٨ ؛ العروة الوثقى ٤/ ٢١٩
[٢١] جواهرالكلام ١٩/ ١١٤ و١٣٩ ـ ١٤٥
[٢٢] ٣٤/ ١٨٩
[٢٣] ٣٣/٢٠٤
[٢٤] مهذب الاحكام ٢٩/[٧٧].
عيب جويى
عيب جويى: جست و جو از عيب ديگران و باز گو كردن آن.
صفت عيب جويى از صفات ناپسند است و در روايات متعدد از اين كار نكوهش شده است. از امير مؤمنان، على عليه السّلام نقل شده است: «در جهالت و نادانى انسان همين بس كه به عيوب خود جاهل باشد (و آنها را نبيند) و بر مردم به عيبى خرده بگيرد كه خود گرفتار آن است و نمىتواند از آن رهايى يابد».[١] و نيز از آن حضرت روايت شده است: «بزرگترين عيب آن است كه بر ديگران به عيبى خرده بگيرى كه همانند آن در تو وجود دارد».[٢] از عنوان ياد شده به مناسبت در باب جهاد و تجارت سخن گفتهاند.
بازگو كردن عيب برادر مؤمن در غياب او، غيبت( غيبت) به شمار رفته و حرام است و چنانچه آن عيب در او نباشد، مصداق تهمت خواهد بود(بهتان).
مستحب است انسان به اصلاح عيوب خود بپردازد و از عيوب ديگران چشم فروبندد. رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حديثى فرمود: «خوشا به حال كسى كه عيبش او را از عيوب برادران ايمانى اش بازدارد».[٣]
[١]مستدرك الوسائل ١١/ ٣١٥
[٢] وسائل الشيعة ١٥/ ٢٩١
[٣] ٢٨٨ ـ ٢٨٩ .
عيد
عيد: روز سرور و شادى.
واژه عيد بر گرفته از «عاد، يعود» يا «عادت» در لغت به هر روزى كه مردم در آن اجتماع كنند اطلاق مىشود. برخى لغويان گفتهاند: علت نام گذارى چنين روزى به عيد آن است كه هر سال با سرور و شادمانى مجدد باز مىگردد و تكرار مىشود.[١] از عنوان ياد شده در بابهايى نظير طهارت، صلات، صوم و حج سخن گفتهاند.
شارع مقدس اين روزها را عيد اعلام كرده است: اول شوال( عيد فطر)، دهم ذيحجه( عيد قربان)، هيجدهم ذيحجه ( عيد غدير) و روز جمعه(جمعه).[٢]