فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١١٥ - صومعه
اين موجود در مظاهر گوناگون از خالق و مخلوق، آسمان و زمين، عرش و كرسى و غير آن تجلّى يافته است، كفر صريح و معتقد به آن كافر است؛ زيرا بر پايه اين اعتقاد، تمايزى بين خالق و مخلوق نخواهد بود.
اگر مراد از وحدت وجود آن باشد كه وجود يكى است و كثرتى در آن نيست و تنها موجود متعدد است، با تفاوت ميان موجوديت وجود و موجوديت ماهيّات ممكن؛ بدين گونه كه موجوديت وجود، استقلالى است؛ برخلاف موجوديت ماهيّات كه انتسابى است. بنابر اين، موجود، به وجود استقلالى يكى، و موجود به وجود انتسابى، متعدد است، قائل به اين قول نيز محكوم به كفر نيست.
و اگر مراد از وحدت وجود، وحدت وجود و موجود در عين كثرت آن دو باشد؛ بدين معنا كه وجود و موجود يكى است و آن واجب و ساير موجودات، ظهورات نور او و شئون ذاتش مىباشند، قائل به وحدت وجود به اين معنا در صورتى كه ملتزم به لوازم فاسد آن نباشد، محكوم به كفر نخواهد بود.[٩] در مسئله ديدگاههاى ديگرى نيز وجود دارد.
[١]لغت نامه دهخدا و دائرة المعارف بزرگ اسلامى واژه «صوفيه» و «تصوف»
[٢] رسالة الاثنى عشرية فى الرد على الصوفية/ ٥٧ ؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامى، واژه «تصوف»
[٣] رسالة الاثنى عشرية فى الرد على الصوفية/ ٢٣
[٤] ٢٨ ؛ مستدرك الوسائل ١٢/ ٣٢٣
[٥] ارشاد السائل/ ١٩٧ ؛ مجمع المسائل ٤/ ٣٠
[٦] معالم الزلفى/ ٣٥٥ ـ ٣٥٧
[٧] العروة الوثقى ١/١٤٠
[٨] بحوث فى شرح العروة ٣ /٣١٣
[٩] التنقيح (الطهارة) ٢/ ٨١ ـ ٨٣ .
صَولَجان چوگان
صوم روزه
صومعه
صومعه: پرستشگاه راهبان مسيحى.
صومعه مفرد «صوامع» است كه در قرآن كريم به صورت جمع به كار رفته است.[١] صومعه بنايى است با سرى بلند وباريك كه ترسايان مسيحى براى عبادت در آن عزلت مىگزينند.[٢]
به جهت شباهت مناره به صومعه، در برخى روايات و كلمات فقها، صومعه به معناى مناره نيز به كار رفته است( مناره).