فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٣١ - عجله
آيا در تحقق رشد( رشد) علاوه بر توانايى فرد بر حفظ مال، عدالت شرط است يا نه؟ مسئله اختلافى است. مشهور، عدم اشتراط آن است.[٣٤]
اشتراط عدالت در وصىّ[٣٥]( وصايت) و نيز فرد عهده دار حضانت كودك[٣٦]( حضانت) اختلافى است.
ظاهر كلام جمعى و صريح كلام برخى از فقها شرط نبودن عدالت در كسى است كه كودكى را مىيابد و به قصد نگهدارى او را برمى دارد. برخى، گرفتن كودك را از او در صورت فاسق بودن بر حاكم واجب دانستهاند[٣٧] (لقيط).
آيا غير عادل مىتواند لقطه حرم( لقطه) را بردارد؟ مسئله محل اختلاف است.[٣٨] چنان كه شرط بودن عدالت در متولى و ناظر وقف در صورتى كه آن دو غير واقف باشند[٣٩] و نيز در دو حَكَم تعيين شده از سوى زن و مرد براى طلاق (شقاق) اختلافى است.[٤٠] برخى بر شرط بودن آن در متولى و ناظر وقف، ادعاى اجماع كردهاند.[٤١]
راههاى اثبات عدالت: عدالت با بيّنه ( بيّنه) در صورت عدم تعارض با بيّنه بر فسق؛ معاشرت مفيد علم يا اطمينان به وجود ملكه عدالت در فرد و نيز به شياع ( شياع) موجب علم ثابت مىگردد. به قول برخى، عدالت با شهادت يك فرد عادل يا مورد اطمينان نيز ثابت مىشود.[٤٢] براى مترتب كردن آثار عدالت، حصول اطمينان به آن از هر راهى كه حاصل شود كفايت مىكند؛ ليكن برخى آن را به اين مشروط كردهاند كه اطمينان كننده از اهل خبره و بصيرت و آشنا به مسائل باشد.[٤٣]
از ديگر راههاى ذكر شده براى اثبات عدالت، حسن ظاهر است؛ ليكن در اينكه صرف حسن ظاهر، هرچند حاصل آن ظنّ به عدالت نباشد، كافى است يا تنها در صورت حصول ظن يا اطمينان، عدالت ثابت مىگردد، مسئله اختلافى است. قول نخست منسوب به مشهور است.[٤٤]
به تصريح برخى، از ديگر راههاى اثبات عدالت، شهادت عملى دو نفر عادل نسبت به ديگرى است، مانند اقتداى آن دو به وى در نماز.[٤٥]