فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٩ - فروع دين
جواز عقد: از اسباب فسخ، جواز عقد و عدم لزوم آن است، مانند عاريه، وديعه، مضاربه و وكالت. طبيعت اين نوع عقود، فسخ پذيرى است و هر يك از دو طرف عقد هر زمان كه بخواهد مىتواند آن را برهم زند(عقد جايز).
عدم اجازه عقد فضولى: تماميت و لزوم عقدى كه فضولى انجام داده، مشروط به اجازه مالك يا ولىّ است و در صورت اجازه ندادن و رد كردن، عقد باطل مىشود( فضولى). وجود برخى عيوب در نكاح: ديوانگى، عنّين يا مجبوب بودن و به قول مشهور، اخته بودن زوج و ديوانگى، خوره، پيسى، قَرَن، افضا، نابينايى و رَتَق در زوجه، عيوب مجوز فسخ عقد نكاحاند( ازدواج).آثار فسخ: مهمترين اثر فسخ، پايان يافتن عقد است. عقد با فسخ پايان يافته و آثار آن برطرف مىشود و آنچه از هريك از دو طرف به ديگرى منتقل شده به او باز مىگردد. آيا فسخ عقد از زمان عقد است، به گونهاى كه گويا عقدى واقع نشده است و يا از زمان فسخ و آثار عقد تا زمان فسخ به قوت خود باقى است؟ مسئله محل بحث است[٣](عقد).
البته احكام ديگرى بر فسخ عقد مترتب مىگردد كه در عناوين مناسب، همچون خيار و ازدواج مطرح است.
[١]معجم مقائيس اللغة والمصباح المنير، واژه «فسخ»
[٢] المكاسب و البيع (نائينى) ٢/ ٣٦٣ ؛ حاشية المكاسب (يزدى) ٢/ ١٥٩
[٣] مجمع الفائدة ٩/ ٤٠ ؛ القواعد الفقهية (بجنوردى) ٦/ ١٣٦ ؛ العروة الوثقى ٥/ ٣٨٧ .
فسق
فِسق: ارتكاب گناه و ترك فرمان خدا.
فسق، مقابل عدالت( عدالت) عبارت است از خارج شدن از طاعت به سبب گناه كردن و ترك دستورهاى خداى تعالى. بيشترين موارد كاربرد فسق نسبت به كسانى است كه بر حسب اعتقاد، مسلمان و مؤمن اند؛ ليكن در مقام عمل كوتاهى مىكنند و مرتكب حرام يا ترك واجب مىشوند. عنوان فسق بر منافقان و مشركان نيز كه بر حسب اعتقاد گمراهاند، اطلاق شده است.[١]