فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٧ - ضَمان
ورثه ضامن مىتوانند به مضمون عنه رجوع كرده و آن را پس بگيرند؛ ليكن در فرضى كه دين نيز مؤجل باشد و ضامن پيش از رسيدن اجل دين بميرد، ورثه نمىتوانند قبل از اتمام اجل به مضمون عنه رجوع كنند. همچنين در فرضى كه دين و ضمان، هر دو مؤجّل باشند، اما اجل ضمان بيشتر از اجل دين باشد و ضامن پيش از سررسيد اجل دين، آن را بپردازد، وى تنها پس از سر رسيد اجل دين مىتواند به مضمون عنه رجوع كند[٣٩]
رجوع ضامن به مضمون عنه: چنانچه ضمانت دين مضمون عنه از سوى ضامن با اجازه او باشد، با پرداخت بدهى به مضمون له، ضامن مىتواند به مضمون عنه رجوع كند و آنچه را كه پرداخت كرده از او بگيرد؛ اما اگر ضمانت بدون اجازه مضمون عنه باشد نمىتواند به او رجوع كند.[٤٠]
با پرداخت دين به مضمون له از سوى مضمون عنه بدون اجازه و درخواست ضامن، ذمّه ضامن نيز برى مىشود.[٤١]
چنانچه مضمون له به بعض مال پرداختى از سوى ضامن راضى شود و يا ذمّه او را از بخشى از بدهى برى كند، ضامن تنها به مقدارى كه به مضمون له پرداخت كرده، مىتواند از مضمون عنه بگيرد.[٤٢]
تسلسل و دور: در ضمان تسلسل جايز است. بنابر اين، اگر كسى ضمانت ضامن را بر عهده گيرد و فرد سومى نيز از ضامن دوم ضمانت كند، ضمان صحيح است و با پرداخت دين توسط يكى از ضامنها، ذمّه ضامنهاى ديگر برى مىشود. همچنين است اگر مضمون له ضامن آخر را ابرا كند. با مراجعه مالك به ضامن آخر، وى مىتواند به ضامن قبلى ـ كه مضمون عنه او است ـ رجوع كند، به شرط آنكه ضمانتش با اجازه او باشد. همچنين ضامن پيشين به ضامن قبلى خود رجوع مىكند تا برسد به مضمون عنه اصلى.[٤٣]
در ضمان، دور نيز صحيح است. بنابر اين، مضمون عنه (بدهكار) مىتواند از ضامن خود ضمانت كند و در نتيجه،