فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٢١ - عَقد
عقد امان امان
عقد بالمعنى الاخص
عقد بالمعنى الاخص: عقد با صيغه خاص (عقد).
عقد بالمعنى الاعم
عقد بالمعنى الاعم: مطلق قرارداد دوسويه؛ با صيغه خاص انجام گيرد يا بدون آن( عقد)؛ مقابل عقد بالمعنى الاخص(عقد بالمعنى الاخص).
عقد جايز
عقد جايز: مقابل عقد لازم.
عقد جايز در برابر عقد لازم( عقد لازم) عقدى را گويند كه بر حسب ذات خود فسخپذير است.[١] از احكام آن در باب تجارت سخن گفتهاند.
اقسام: عقد جايز به عقود اذنى( عقود اذنى) مانند وديعه، عاريه و وكالت غير عقدى، و عقود عهدى( عقود عهدى) از قبيل هبه تقسم مىشود.
عقد جايز يا از هر دو طرف جايز است، مانند عاريه و وكالت كه هر يك از دو طرف هر زمان كه بخواهد مىتواند عقد را فسخ كند، و يا تنها از يك طرف جايز مىباشد، مانند رهن كه از طرف مرتهن (گرو گيرنده) جايز است؛ اما از طرف راهن (گرو گذار) لازم مىباشد.[٢]
تفاوتها: عقد جايز علاوه بر ويژگى قابليّت فسخ، تفاوتهاى ديگرى نيز با عقد لازم دارد كه عبارتاند از:
[١] در عقد لازم، وفا به شرايط ضمن عقد، بنابر قول مشهور واجب است؛ ليكن در عقد جايز، وجوب و عدم وجوب وفا اختلافى است. قول به عدم وجوب به مشهور نسبت داده شده است ( شرط ضمن عقد).
[٢] در عقود لازم، قرار دادن خيار شرط صحيح است( خيار شرط)؛ اما در عقود جايز، مسئله اختلافى است.[٣]
[٣] عقد لازم با عارض شدن مرگ، ديوانگى و بيهوشى باطل نمىشود، اما عقد جايز باطل مىشود؛ هرچند برخى، بطلان را به عقود اذنى اختصاص دادهاند.[٤]