فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٤٢ - عقوبت
عقيق از معادن به شمار مىرود( معدن) و با شرايطى خمس در آن واجب است[٤](خمس).
بيع سلم در جواهرآلاتى همچون عقيق و ياقوت كه به عنوان زيور استفاده مىشوند، صحيح نيست؛ زيرا تعيين آن با ذكر اوصافى كه برطرف كننده جهالت باشد امكانپذير نيست[٥](بيع سلف).
عقيق به معناى دوم نام وادىاى است به فاصله ٩٤ كيلومترى شرق مكه و از آن در باب حج نام بردهاند.
عقيق ميقات كسانى است كه از راه عراق و نجد به مكه مىروند. اوايل اين وادى از طرف عراق، مَسلَخ (مسلح)، اواسط آن، غَمره و اواخرش ذات عِرق نام دارد. با فضيلتترين مكان آن براى احرام بستن، مسلخ و پس از آن، غمره مىباشد[٦](ميقات).
[١]وسائل الشيعة ٥/ ٨٨
[٢] الكافى (كلينى) ٦/ ٤٧٠ ـ ٤٧١ ؛ وسائل الشيعة ٥/ ٨٥ ـ ٨٧
[٣] كشف الغطاء ٣/ ٤٤ ؛ وسائل الشيعة ٥/ ٨٨
[٤] البيان/ ٣٤٢
[٥] المبسوط ٢/ ١٨٨ ؛ تحرير الاحكام ٢/ ٤١٥
[٦] فوائد القواعد/ ٣٦١ ؛ كشف الغطاء ٤/ ٥٣٩ ـ ٥٤٠ ؛ ماوراء الفقه ٢/ ٢٤٢ .
عقيقه
عَقيقه: حيوانى كه براى نوزاد قربانى كنند.
عقيقه در اصل به معناى پاره كردن و بريدن آمده است؛ از اين رو، به موى سر نوزاد پس از ولادت از اين جهت كه تراشيده مىشود عقيقه گويند و اطلاق آن به حيوانى كه براى نوزاد قربانى مىشود، از آن رو است كه حلقوم آن شكافته و بريده مىشود.[١] از احكام آن در باب نكاح سخن گفتهاند.
حكم تكليفى: بنابر قول مشهور، عقيقه كردن مستحب مؤكد است.[٢] برخى قدما قائل به وجوب آن شدهاند.[٣]
صدقه دادن بهاى عقيقه كفايت از عقيقه نمىكند؛ از اين رو، در صورت ناتوانى از عقيقه كردن، تا زمان تمكّن آن را به تأخير مىاندازند.[٤]
چنانچه ولىّ كودك براى او عقيقه نكند يا خود فرد در آن شك داشته باشد، پس از بلوغ مستحب است براى خود عقيقه كند[٥]و در صورتى كه خود نيز عقيقه نكند، مستحب است پس از مرگش قربانى كنند.[٦]