فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١١ - فِضّه٨٥٩٢ نقره
شأنش مىتواند مئونه خود و خانوادهاش را به دست آورد و نيز دارندگان شغل و حرفه مناسب، همچون خياطى و بنايى كه با آن امور زندگى خود را اداره مىكنند، گرفتن زكات جايز نيست[٥]
آيا كسى كه توانايى كار كردن دارد، ليكن به دليل ترك كار، نيازمند است، مىتواند زكات بگيرد يا نه؟ مسئله محل بحث و اشكال است؛[٦] اما صنعت كار يا كاسبى كه درآمدش كفاف زندگى اش را ندهد، گرفتن زكات بر او حلال است.[٧]
گرفتن زكات بر فقير حلال است، هرچند داراى خانه يا خدمتكار باشد، به شرط آنكه به آن دو نياز داشته باشد.[٨]
كسى كه براى دريافت زكات ادعاى فقر مىكند، در صورتى كه معلوم نباشد دروغ مىگويد، ادعايش بدون نياز به سوگند، پذيرفته است.[٩] همچنين اگر مالى داشته و مدعى از بين رفتن آن است. از برخى نقل شده كه در اين صورت، بايد بر تلف مال سوگند بخورد.[١٠]
چنانچه پس از پرداخت زكات به فقير، معلوم شود وى غنى بوده است، مال از او پس گرفته مىشود، و در صورت عدم امكان پس گرفتن، دريافت كننده ضامن آن است، نه زكات دهنده، مگر آنكه مقصر باشد.[١١]
فقر مانع وجوب زكات بر فقير نيست؛[١٢] ليكن نسبت به زكات فطره( زكات فطره) فقر مانع وجوب آن است؛[١٣] هر چند به قول مشهور، پرداخت زكات بر او استحباب دارد.[١٤]
خمس: از جمله مستحقان خمس، سادات فقيراند[١٥]( خمس).
كفّارات: مستحق كفّاره در موارد اطعام يا دادن لباس، فقير است[١٦]( كفّاره).
جهاد: از شرايط وجوب جهاد ابتدايى بر مكلف، فقير نبودن است؛ از اين رو، شركت در جهاد بر كسى كه از تأمين مخارج زندگى خود و خانوادهاش ناتوان است، واجب نيست[١٧]( جهاد).
انفال و ارث: از جمله انفال( انفال) مال بدون وارث است[١٨] مال بدون وارث، با حضور امام عليه السّلام، به ايشان مىرسد و در زمان غيبت، به قول مشهور به فقرا داده مىشود. البته در اينكه تنها به فقراى منطقهاى كه مال