فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٢ - عين
غاليه
غاليه: عطرى معروف، فراهم آمده از روغن بان، مشك، عنبر، عود و غير آن[١](عطر).
[١]الوافى ٦/ ٧٠٧ ؛ مرآة العقول ١٧/ ٢٥٤ و ٢٢/ ٤٢٣ ؛ مجمع البحرين، واژه «غلو».
غانِم غنيمت
غايب غيبت
غايت
غايت: آنچه نهايت حكم، موضوع و يا متعلق به آن محدود شده است/ هدف.
غايت به معناى نخست، مانند «كعبين» كه درآيه شريفه «... وَأرجُلَكُم الى الكَعْبَين»[١] موضوع حكم؛ يعنى «أرجُلَكُم» مقيد به آن شده است. به موضوع يا متعلق و يا حكم مقيّد به غايت «مُغَيّا» گفته مىشود.
از آن در اصول فقه بحث كردهاند.
اصوليان در باره غايت از دو حيث بحث كردهاند:
نخست؛ اينكه آيا غايت مطلقا حكم مغيا را دارد يا در صورت وجود قرينه يا در جايى كه غايت از جنس مغيا باشد؛ يا تفصيل بين ادات غايت و اينكه اگر ادات غايت «حتى» باشد، غايت داخل در مغيّا است؛ اما اگر «الى» باشد داخل نيست و يا ضابطه خاصى وجود ندارد و تنها با وجود قراين مىتوان تشخيص داد كه غايت داخل در مغيّا و يا خارج از آن است و با نبود قراين، به اصول عملى مراجعه مىشود؟ مسئله اختلافى است.[٢] برخى گفتهاند: اين اختلاف نظرها در فرضى است كه غايت، غايت موضوع يا متعلق آن باشد، نه غايت حكم.[٣]
دوم؛ اينكه آيا مفاد تقييد به غايت ـ قطع نظر از قراين و شواهد ـ انتفاى حكم از پس از غايت است يا نه؟(مفهوم).
از معناى دوم غايت در فقه، در بابهاى طهارت، صلات و بعضى ابواب عقود، همچون بيع و اجاره سخن گفتهاند.
طهارت: آيا در صحّت وضو قصد غايتى كه به جهت آن امر به وضو شده، شرط است يا نه؟ مسئله اختلافى است.[٤]
صلات: مسافرىكه غايت سفرش حرام باشد، مانند سفر براى دزدى، نمازش تمام است و بايد روزهاش را بگيرد[٥](سفر).