فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٠٠ - غَضّ بَصَر
در دوران جاهليت، كسى كه مالى را به عنوان رهن نزد طلبكار گرو مىگذاشت، در صورت عدم پرداخت به موقع آن، مال به تملّك طلبكار در مىآمد. در اسلام از آن نهى شده است.[٢]
( رهن)
[١]عوالى اللئالى ١/ ٢٢١ ، ٢/ ١١٤ و ٣/ ٢٣٤
[٢] كتاب السرائر ٢/ ٤١٩ ـ ٤٢٠ ؛ المهذب البارع ٢/ [٤٩٢]
غُلو غُلات
غلول
غُلول: خيانت( خيانت)/ خيانت در غنيمت پيش از تقسيم آن.
غلول در دو معناى عام و خاص به كار رفته است. معناى عام آن عبارت است از خيانت در چيزى به طور پنهانى و معناى خاص آن عبارت است از خيانت در غنيمت و دزدى از آن پيش از تقسيم.[١] از آن در بابهاى صلات، جهاد و حدود سخن گفتهاند.
حكم: غلول در هر دو معنا حرام، بلكه از گناهان كبيره( گناه كبيره) است.[٢] بر كسى كه به غنيمت دست برد زده، واجب است آن را به جاى خود باز گرداند[٣] و به سبب ارتكاب اين گناه، از غنيمت ـ در صورت استحقاق ـ محروم نمىشود.[٤] اما اگر مالى را كه دزديده بيش از سهمش باشد آيا با وجود شرايط ثبوت حدّ سرقت، حد بر او جارى مىشود يا نه؟ مسئله اختلافى است[٥](غنيمت).
غلول در اموال كفّار در حال جنگ حرام است؛[٦] ليكن در اينكه آيا منظور از غلول حرام در اين مورد، مطلق دزدى از اموال آنان است، چنان كه برخى گفتهاند[٧]يا دزدى پس از امان دادن به ايشان و يا در صورت ترتّب فساد بر آن، آن گونه كه برخى ديگر گفتهاند.[٨] مسئله محل اختلاف است.
[١]كتاب العين و لسان العرب، واژه «غل» ؛ ملاذ الاخيار ١٠/ ٣٢٠ ؛ كلمة التقوى ١/ ٥٨٦
[٢] جواهر الكلام ١٣/ ٣٢٠ ؛ كتاب الشهادات (گلپايگانى)/ ٦٣ ؛ كلمة التقوى ١/ ٥٨٦
[٣] تذكرة الفقهاء ٩/ ١٣٨
[٤] ١٣٩
[٥] جواهرالكلام ٤١/ ٤٨٣
[٦] المبسوط ٢/ ١٩ ؛ كتاب السرائر ٢/ ٢١ ؛ المختصر النافع/ ١١٢ ؛ ارشاد الاذهان ١/ ٣٤٤
[٧] جامع المقاصد ٣/ ٣٨٨ ؛ غاية المراد ١ / ٤٨٢ ؛ مجمع الفائدة ٧ / ٤٥٤ [٨]جواهر الكلام ٢١/ ٨١ ؛ منهاج الصالحين (خويى) ١/ ٣٧٣ ؛ مهذب الاحكام ١٥/ ١٢٧ .