فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٨٤ - طبيعى
طروقة الفحل
طَروقَةُ الفَحل: شتر رسيده به سن آميزش و آبستن شدن.
عرب به ماده شتر رسيده به سنى كه شتر نر مىتواند با آن آميزش و آن را باردار كند، طروقة الفحل گويند.[١] از آن به مناسبت در باب زكات و ديات سخن گفتهاند.
زكات: در برخى نصابهاى زكات شتر، طروقة الفحل پرداخت مىشود، مانند اينكه در ٤٦ نفر يك طروقة الفحل به عنوان زكات پرداخت مىگردد[٢]( زكات).
ديات: در قتل شبه عمد( شبه عمد) در صورت پرداخت ديه آن از شتر، بنابر قولى از صد شتر ٣٦ نفر آن بايد طروقة الفحل باشد.[٣] برخى احتمال دادهاند مراد از طروقة الفحل كه در برخى روايات آمده، شترى باشد كه از راه آميزش آبستن شود.[٤]
[١]لسان العرب و مجمع البحرين ، واژه «طرق»
[٢] مصابيح الظلام ١٠ / ٢٣٤ ـ ٢٣٥ ؛ جواهر الكلام ١٥/ ١١١ و ١٢٣ ؛ روضة المتقين ٣/ ٦٢
[٣] جواهر الكلام ٤٣/ ١٨ ـ ١٩
[٤] كشف اللثام ١١/ ٣١٠ .
طريق راه
طريقه عقلا بناء عقلا
طريقيت
طريقيت: حكايت و كشف اماره از واقع.
عنوان طريقيت در برابر سببيت( سببيت) در اصول فقه، بحث حجيت اماره به كار رفته است.
طريقيت يا سببيت اماره: آيا حجيت اماره ( اماره) به نحو طريقيت است؛ بدين معنا كه تنها يك حكم وجود دارد؛ حكم واقعى و اماره، كاشف و بيانگر آن است و جز آن حكمى وجود ندارد، و يا به گونه سببيت؛ يعنى حدوث حكم مطابق با مفاد اماره؟ مسئله اختلافى است. مشهور فقهاى امامى قائل به قول نخستاند.
( تخطئه) ( تصويب)
[١]اصول الفقه ١/ ٣٦ ؛ نهاية الافكار ٣/ ١١١.
طسق
طَسْق: اجرت بهره ورى از زمين.
به گفته برخى لغويان، واژه طسق معرب «تشك» فارسى به معناى ماليات بر زمين است[١] اين عنوان در روايات٢ و