فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٣ - فَساد
به قول مشهور، كيفيت استبرا اين گونه است كه پس از ادرار، سه بار از مخرج غايط تا بيخ آلت و سه بار از بن آلت تا ختنه گاه را با انگشت محكم بكشد؛ سپس سه بار سر آلت را فشار دهد[٦](استبراء).
چنانچه رطوبتى از انسان خارج شود كه منى بودن آن مشكوك باشد، در صورتى كه از روى شهوت و با فشار بيرون آيد و بدن سست شود، منى به شمار مىرود[٧]( جنابت).
خون انسان و هر حيوانى كه با بريدن رگ او، خون با جستن و فشار خارج شود، نجس است[٨](خون).
پس از خاك سپارى ميّت، گذاشتن دست با انگشتان باز روى قبر و فشار دادن انگشتان، به اندازهاى كه اثر آن بر قبر بماند، مستحب است.[٩]
فشردن دست برادر دينى هنگام مصافحه با او مستحب است.[١٠]
[١]جواهر الكلام ٦/ ١٣٨
[٢] ١٦٠ ؛ العروة الوثقى ١/ ٢٢٨
[٣] جواهر الكلام ٦/ ١٤٣ ؛ العروة الوثقى ١/ ٢٢٧ ؛ مهذب الاحكام ٢/ ٣٩ ـ ٤٠
[٤] الحدائق الناضرة ٥/ ٣٦٧ ؛ جواهر الكلام ٦/ ١٤٢ ـ ١٤٣
[٥] العروة الوثقى ١/ ٢٤١
[٦] جواهر الكلام ٣/ ١١٣ ؛ مستمسك العروة ٢/ ٢٢٥ ـ ٢٢٧
[٧] جواهر الكلام ٣/ ٨ ـ ١٢
[٨] ٥/ ٣٥٤ ـ ٣٥٨ ؛ مستمسك العروة ١/ ٣٤٣ ـ ٣٤٧
[٩] جواهر الكلام ٤/ ٣١٨ ـ ٣١٩ ؛ العروة الوثقى ٢/ ١٢٣
[١٠] لوامع صاحبقرانى ٢/ ١١٦ ؛ مرآة العقول ٩/ ٦٤ .
فصاحت
فَصاحت: اداى صحيح و دقيق حروف/ بيان مقصود در قالب كلمات عارى از ابهام، غرابت و ضعف تأليف.
از فصاحت به معناى نخست در باب صلات سخن گفتهاند.
مستحب است مؤذن از ويژگيهايى، از جمله فصاحت برخوردار باشد. مقصود از فصاحت در اينجا معناى اصطلاحى آن؛ يعنى بيان مقصود با الفاظ فصيح نيست؛ زيرا الفاظ اذان توقيفى و غير قابل افزايش و نقصان است؛ بلكه مراد، معناى لغوى فصاحت؛ يعنى اداى حروف بدون لكنت و به صورت واضح و كامل است.[١]
در روايات بر فصيح ادا كردن «الف» و «ها» در اذان تأكيد شده است.