فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٨٩ - طُعمه
طلا
طلا: زر؛ فلز معروفِ كمياب و گران بها.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، زكات، خمس، تجارت، عاريه و غصب سخن گفتهاند.
استعمال طلا: آراستن خود به زيور طلا همچون انگشتر و ساعت و نيز پوشيدن لباس زربافت بر مرد حرام و به قول مشهور موجب بطلان نماز است.[١] در بطلان نماز با لباسى كه حاشيه آن از طلا است و يا طلا در آن به كار رفته، اختلاف است؛[٢] ليكن همراه داشتن آن، مانند گذاشتن انگشتر طلا در جيب، موجب بطلان نماز نيست.[٣]
كشيدن روكش طلا بر دندان اشكال ندارد. برخى پوشاندن دندانهاى جلو را در صورتى كه به قصد زينت باشد، خالى از اشكال ندانستهاند.[٤]
به تصريح برخى معاصران، طلاى سفيد حكم طلا را دارد؛ ليكن پلاتين كه فلزى غير از طلا است، احكام طلا را ندارد.[٥]
استفاده از ظروف طلا و نقره در خوردن و آشاميدن؛ بلكه به قول مشهور، مطلق استفاده از آن، حتى در غير خوردن و آشاميدن، از قبيل وضو و غسل جايز نيست[٦]( ظرف). قبضه شمشير و غلاف آن و نيز دسته چاقو و مانند آن استثنا شده و ساختن آنها از طلا اشكال ندارد؛ چنان كه تزيين كتاب، سقف و ديوار خانه و مانند آن با طلا جايز است.[٧] همچنين تزيين قرآن و نيز نوشتن آيات با طلا جايز، ليكن ـ به تصريح بسيارى ـ مكروه است.[٨] بنابر قول منسوب به مشهور، تزيين مسجد با طلا حرام است.[٩]
ساير احكام: طلا از معادن است و احكام معدن، همچون تعلق خمس به آن با استخراج از معدن[١٠] و عدم صحّت سجده بر آن جز در حال ضرورت، بر آن جارى است[١١](معدن).
به طلاى مسكوك كه داد و ستد با آن رواج دارد، در صورت رسيدن به حدّ نصاب، زكات تعلّق مىگيرد.[١٢]