فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٤ - فاصله
مختلف الشيعة ٦/ ٢٨٦ ـ ٢٨٨ ؛ الروضة البهية ٣/ ٢٥٤ ـ ٢٥٥
[٨] قواعد الاحكام ٣/ ٥٤٨ ؛ الروضة البهية ٩/١٩٢ ـ ١٩٣
[٩] مهذب الاحكام ١٦/ ١٣٠ .
فتوا
فتوا: رأى مجتهد در احكام شرعى.
فتوا [= فتوى] اسم مصدر از افتاء، در لغت به معناى پاسخ دادن به سؤال آمده است؛ چنان كه استفتاء در لغت در معناى درخواست پاسخ از امرى مشكل و مبهم به كار رفته است. فتوا در اصطلاح عبارت است از حكمى شرعى كه مجتهد آن را به عنوان نظر و رأى خود اظهار مىكند. فتوا به فتاوى يا فتاوى جمع بسته مىشود.[١]
به فتوا دهنده «مفتى» و به مقلّدى كه فتوا را از او مىگيرد «مستفتى» گويند. از احكام آن در باب اجتهاد و تقليد سخن گفتهاند.
حجّيت فتوا: فتوا در صورتى كه مستند به دليل معتبر شرعى، همچون كتاب خدا و سنّت باشد، حجّت و معتبر است. از اين رو، فتوايى كه مستند به غير دليل معتبر شرعى باشد، مانند قياس(قياس) و استحسان(استحسان) حجّت نيست و عمل به آن حرام است(اجتهاد).
ويژگيهاى مفتى: كسى كه بر مسند فتوا مىنشيند و مردم براى گرفتن احكام شرع به او رجوع مىكنند بايد داراى ويژگيهايى به شرح زير باشد:
به خدا، يگانگى و صفات او و نيز به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و نيز مقامات او همچون عصمت، همچنين به جانشينان آن حضرت [= امامان معصوم عليهم السّلام] و جايگاه آنان، معرفت داشته باشد.همچنين بايد به كتاب آسمانى اى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورده است عالم باشد. علم به كتاب خدا حاصل نمىشود، مگر پس از علم به زبان عربى، شناخت ناسخ و منسوخ، عام و خاص و مطلق و مقيد آن. بنابر اين، مفتى بايد عالم به همه آنها باشد و نيز بايد از سنّت و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و مطلق و مقيّد و حقيقت و مجاز آن آگاه باشد. همچنين اجماع و موارد آن و احكام صحيح و ناصحيح آن را بداند.