فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٨ - عطسه
عفو و زكات: در چهل رأس گوسفند، يك گوسفند و در ١٢١ رأس دو گوسفند به عنوان زكات واجب مىشود. بين دو نصاب بخشوده است. بنابر اين، زكات بيشتر از چهل و كمتر از ١٢١ رأس تنها يك گوسفند خواهد بود. در ديگر نصابهاى گوسفند نيز بين دو نصاب معفوّ است[٥]( زكات).
عفو و صداق: چنانچه زوج، پيش از آميزش با همسرش او را طلاق دهد، نصف مهر به او بر مىگردد؛ ليكن در صورتى كه زوجه حق خود را ببخشد، تمامى مهر به زوج بر مىگردد. در اين صورت، چنانچه مهريه، دين بر ذمّه شوهر باشد يا عين باشد، ليكن تلف شده باشد، عفو آن با واژههاى عفو، اسقاط، ابراء و مانند آن، بدون نياز به قبول بنابر قول مشهور، صحيح است؛ اما اگر مهر عين موجود در خارج باشد، عفو آن با واژههاى هبه و تمليك با قبول از طرف زوج صحيح خواهد بود. در اينكه در اين فرض، با لفظ عفو نيز صحيح مىباشد يا نه، اختلاف است. برخى گفتهاند: اگر عفو كننده كسى است كه عين در دست او نيست، عفو با واژههاى عفو، هبه يا تمليك به شرط قبول زوج، صحيح است و اگر عين در دست عفو كننده باشد، عفو تنها با لفظ هبه يا تمليك صحيح است، نه با لفظى ديگر. در اين صورت علاوه بر قبول از طرف زوج، قبض (تحويل گرفتن) هم لازم است؛[٦] ليكن برخى با لفظ عفو نيز صحيح دانسته و عفو را به معناى عطا گرفتهاند.[٧]
در صورت نابالغ بودن زوجه، عفو بعض مهر[= بعض از نصف مهر] توسط ولىّ او صحيح است، ليكن در اينكه عفو اختصاص به پدر و جدّ پدرى دارد يا هر كسى كه عهده دار و سرپرست امر زوجه است؛ از برادر، وصىّ و غير آن دو، مىتواند عفو كند، اختلاف است. قول نخست، مشهور است.[٨]
ب. عقوبات
چنانچه كسى براى مصلحتى از مصالح دنيوى، سوگند ياد كند كه فرزند يا برده خود را تنبيه نمايد، بهتر است عفو كند و شكستن قسم كفّاره ندارد.[٩]