فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٩ - فاقد طَهورَين
از امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: «سوره فجر را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخوانيد؛ زيرا آن، سوره حسين بن على ـ عليهما السلام ـ است. هر كس آن را تلاوت كند، در قيامت با آن حضرت در درجه او از بهشت خواهد بود».[١]
[١]وسائل الشيعة ٦/ ١٤٤ .
فجر صادق فجر
فجر كاذب فجر
فجر مستطير فجر
فجر مستطيل فجر
فجر معترض فجر
فجور
فجور: تبه كارى؛ زنا.
فجور در لغت و كلمات فقها به معناى كردار و رفتار زشت و دريدن پرده ديانت به ارتكاب معاصى و محرمات موجب فسق( فسق) آمده است و بيشتر بر اعمال منافى عفت، همچون زنا (زنا) و لواط( لواط) اطلاق مىشود.[١]
فجور به معناى دروغ نيز آمده است (دروغ). «يمين فاجره» به معناى قسم دروغ است[٢]( قسم).
[١]المفردات (راغب) و لسان العرب، واژه «فجر» ؛ مرآة العقول ١١/ ٨١ ؛ شرح اصول الكافى (مازندرانى) ١١/ ٣٢١ ، ٣٢٥ و ٤٥٦
[٢] لسان العرب، واژه «فجر» ؛ الكافى (كلينى) ٧/ ٤٣٦ ؛ الوافى ٢٦/ ١٦٥ .
فَحَج تفحّج
فحش دشنام
فَحص جست وجو
فحل الضّراب
فَحلُ الضِّراب: حيوان نرينه مورد استفاده در باردار كردن مادينه.
از احكام آن در بابهاى زكات، تجارت، عاريه، اجاره و غصب سخن گفتهاند.
عاريه[١] و اجاره كردن[٢] چارپاى نرينه براى جهاندن آن بر مادينه صحيح و جايز است؛ ليكن كسب كردن با آن به اجاره دادن و غير آن مكروه مىباشد.[٣]