فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٤ - طلاق
بر طلاق كنيزى كه با تملّك بر فرد حلال شده و نيز زن اجنبى اثرى مترتب نيست. همچنين است اگر طلاق زنى را بر ازدواج با او معلّق كند، مانند آنكه بگويد: اگر با فلان زن ازدواج كنم او را طلاق دادهام[١٦]
دائمى بودن. زنى كه طلاق داده مىشود بايد همسر دائمى طلاق دهنده باشد. بنابر اين، زنى كه به عقد موقت كسى درآمده است طلاق ندارد.[١٧] پاك بودن از حيض و نفاس. مراعات اين حكم در سه دسته از زنها لازم نيست: زنى كه پس از ازدواج، با او نزديكى نشده است؛ زن حامله و زنى كه همسرش به جهت غايب بودن نمىداند وى از خون حيض و نفاس پاك است يا نه. در اين صورت، مرد مىتواند همسرش را طلاق دهد؛ هرچند بعدها معلوم شود در حال حيض يا نفاس بوده است.آيا علاوه بر غيبت، مدت غايب بودن نيز دخيل است و در صورت دخيل بودن، بايد چه مدّت از غيبت زوج بگذرد تا وى بتواند همسرش را طلاق دهد؟ مسئله اختلافى است. مشهور ميان متأخران آن است كه مردى كه با همسرش آميزش كرده و سپس غايب شده بايد تا زمانى كه بر حسب عادت زن پس از آن پاكى خون مىبيند و دوباره پاك مىشود، صبر كند؛ اما مردى كه در زمان پاكى همسرش بدون آميزش با او به سفر رفته است هر زمان كه بخواهد مىتواند او را طلاق دهد و نيازى نيست صبر كند، مگر در زمانى كه طبق عادت ماهانه همسرش علم به حايض بودن او دارد.[١٨] قول مقابل، صبر به مدت يك ماه[١٩] و سه ماه است.[٢٠] برخى، صرف غيبت زوج را مجوز طلاق دان زوجه در هر زمان دانستهاند، بدون آنكه نيازى به صبر كردن داشته باشد.[٢١]
زوجى كه حاضر است، ليكن امكان اطلاع يابى از حال همسر خويش را ندارد، حكم غايب را دارد؛ چنان كه غايبى كه امكان آگاهى از وضع همسرش را دارد در حكم حاضر است.[٢٢]