فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١٢ - فَطَحيّه
بدون وارث در آن منطقه است، داده مىشود يا دادن آن به فقراى ساير مناطق نيز جايز است، اختلاف مىباشد. مشهور قائل به قول نخستاند[١٩] جمعى، احتياط را در توزيع ميان فقراى منطقهاى كه مال در آنجا است، دانستهاند[٢٠]
جزيه و مال المصالحه: به قول مشهور، در وجوب جزيه( جزيه) تفاوتى ميان توانمند و نيازمند نيست؛ ليكن در مقام پرداخت، به نيازمند تا زمان توانايى مالى مهلت داده مىشود.[٢١]
آنچه از كفّار به عنوان صلح يا جزيه دريافت مىگردد، در صورت نبود مجاهدان، ميان فقراى مسلمان تقسيم مىشود.[٢٢]
وقف: كسى كه مالى را وقف فقرا كرده است، در صورت عدم وجود شاهدى بر مراد از فقرا، به فقراى هم كيش واقف منصرف خواهد بود. بنابر اين، چنانچه واقف مسلمان باشد، به فقراى مسلمان منصرف مىشود.[٢٣]
وصيّت: چنانچه كسى يك سوم اموال خود را كه در شهرهاى مختلف پراكنده است، بر فقرا وصيّت كند، جايز است مال موجود در هر شهرى به فقراى همان شهر داده شود؛ چنان كه پرداخت همه اموال به فقراى شهر وصيّت كننده نيز جايز است.[٢٤]
نكاح: خوددارى از ازدواج براى بيم از فقر كراهت دارد؛ بلكه ازدواج كردن حتى در حالت فقر نيز مستحب است.[٢٥]
ديات: در جنايت از روى خطا، ديه با شرايطى بر عهده عاقله جانى است. شرط تعلّق ديه بر عاقله، فقير نبودن او است. بنابر اين، عاقله فقير متحمل ديه نمىشود. البته ملاك، فقر عاقله هنگام مطالبه ديه است؛ از اين رو، در صورت فقير نبودن هنگام مطالبه ديه، ديه بر عاقله واجب خواهد بود؛ هرچند پيش از مطالبه فقير باشد.[٢٦]
[١]مجمع الفائدة ٤/ ١٥١ ؛ جواهر الكلام ١٥/ ٣٠٤
[٢] الخلاف ٤/ ٢٣٨
[٣] توبه/ ٦٠
[٤] تذكرة الفقهاء ٥/ ٢٣٧ ؛ تحرير الاحكام ١/ ٤٠١ ـ ٤٠٢ ؛ جواهر الكلام ١٥/ ٢٩٦ ـ ٣٠٤
[٥] جواهر الكلام ١٥/ ٣١١ ـ ٣١٢
[٦] ٣١٢ ـ ٣١٥
[٧] ٣١٥ [٨]٣١٨
[٩] ٣٢٠
[١٠] ٣٢٤
[١١] ٣٢٧ ـ ٣٢٩
[١٢] مستند الشيعة ٩/ ٦٠
[١٣] ٣٨١
[١٤] جواهر الكلام ١٥/ ٤٩٢
[١٥] ١٦/ ٨٨ ـ ٩٠
[١٦] ٣٣/ ٢٧١
[١٧] ٢١/١٩
[١٨] منتهى المطلب ٨/ ٥٧٥
[١٩] الروضة البهية ٨/ ١٩٠ ؛ مفتاح الكرامة ١٧/ ٣٢٩