فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٨٨ - عادت
بنابر اين، عقد به شمار نمىرود، بلكه ايقاع است و به قبول نياز ندارد[٨]
[٢] معير: در معير عقل، بلوغ و اجازه تصرف داشتن شرط است؛ از اين رو، كودك، ديوانه و نيز كسى كه نمىتواند در مال خود تصرف كند، مانند سفيه بدون اذن ولى و مفلس بدون اجازه طلبكاران نمىتوانند مال خود را عاريه دهند.[٩]
آيا نابالغ با اجازه ولىّ مىتواند مالى را عاريه دهد؟ بسيارى حكم به صحّت آن كردهاند؛[١٠] ليكن برخى در صحّت آن اشكال كردهاند.[١١] بنابر قول به صحّت، آيا جواز، اختصاص به مال نابالغ دارد يا عاريه دادن مال ديگرى را هم در بر مىگيرد و نابالغ مىتواند مال ديگرى را نيز با اجازه ولىّ عاريه دهد؟ مسئله محل اختلاف است. چنان كه بنابر قول به صحّت، در اينكه جواز اختصاص به مميّز دارد يا كودك غير مميّز هم مىتواند عاريه بدهد، اختلاف است.[١٢]
بنابر قول به جواز عاريه دادن كودك مطلقا ـ مميز و غير مميّز ـ عاريه دادن ديوانه با اجازه ولىّ نيز صحيح خواهد بود. البته جواز عاريه دادن مال كودك يا ديوانه توسط ولىّ مشروط به وجود مصلحت در عاريه دادن آن است.[١٣]
[٣] مستعير: در مستعير نيز بلوغ و عقل شرط است. بنابر اين، كودك و ديوانه نمىتوانند عاريه بگيرند و نيز مستعير بايد معيّن باشد. بنابر اين، اگر معير بگويد: به يكى از اين دو نفر عاريه دادم، صحيح نيست[١٤] و نيز در مستعير شرط است كه از نظر شرع بر معار سلطه داشته باشد. بنابر اين، مُحرم نمىتواند از مُحل صيد را عاريه بگيرد؛ چون شرعاً بر آن سلطه ندارد.[١٥]
معار: هر مالى كه از نظر شرع مىتوان از آن استفاده كرد و عين آن با استفاده از بين نمىرود، عاريه دادن آن جايز است، مانند لباس، حيوان، خانه، طلا و نقره. بنابر اين، عاريه دادن چيزى كه با استفاده از بين مىرود، مانند خوردنيها و نوشيدنيها صحيح نخواهد بود؛١٦ مگر عاريه دادن گوسفند براى استفاده از شير آن كه «مِنحه» ناميده مىشود[١٧] در اينكه حكم ياد شده تنها به گوسفند اختصاص دارد