فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٤ - عِوَض المِثل
وى در قبال آن مسئول خواهد بود و دوم، مانند بدهكار كه دين ابتدا بر ذمّه او ثابت مىشود و در نتيجه ذمّه او به آن مشغول مىگردد و پس از آن، وفاى به دين [= اداى دين] بر عهده او مىآيد؛ يعنى مسئوليت آن با او خواهد بود. بنابر اين، دين، دو مرتبه دارد: يكى ذمّه يا مشغول شدن ذمّه؛ بدين معنا كه مالك [= طلبكار ]چيزى را كه بر ذمّه ديگرى (بدهكار) آمده، تملك مىكند و ديگرى عهده؛ يعنى مسئوليت وفاى به دينى كه بر دوش بدهكار مىافتد.
از آنچه گفته شد، روشن مىشود كه نسبت ميان ذمّه و عهده عموم و خصوص من وجه است. مادّه اجتماع، مانند مثال بالا. ماده افتراق عهده از ذمّه، جايى است كه عين مال در دست غاصب مىباشد و تلف نشده است. در اينجا عهده غاصب به مال مشغول است نه ذمّه او. و مادّه افتراق ذمّه از عهده، جايى است كه بدهكار از پرداخت بدهى خود ناتوان باشد. در اين صورت ذمّه اش مشغول است، ليكن چيزى بر عهده او نيست و مسئوليت شرعى ندارد.[١]
[١]فقه العقود ١/ ٥١ ؛ مجلة فقه اهل البيت، شماره ٢٠/ ٦٦ ـ ٦٩ .
عيادت
عيادت: به ديدار بيمار رفتن و از حال او جويا شدن.
از احكام آن به مناسبت در باب طهارت سخن گفتهاند.
حكم تكليفى: عيادت بيمار مؤمن مستحب مؤكد[١] و داراى پاداش و ثواب عظيم است. در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «خداوند هفتاد هزار فرشته را با عيادت كننده همراه مىكند كه تا زمان بازگشت به منزلش براى او استغفار كنند».[٢] در بعضى احاديث عيادت مؤمن، عيادت خدا شمرده شده است. از اين رو، عيادت كننده مؤمن، خدا را نزد او مىيابد.[٣]
بر استحباب عيادت بيمار مبتلا به چشم درد و دمل و نيز در كمتر از سه يا دو روز پس از عيادت و نيز هنگام طولانى شدنِ بيمارى تأكيد نشده است.[٤]
بر بيمار مستحب است برادران دينى را از بيمارى خود آگاه سازد تا به عيادت او بيايند؛ چنان كه بر او مستحب است به عيادت كننده اجازه ورود دهد.[٥]