فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٣ - فدك
فرجام خواهى تجديد نظر
فرجين
فَرجَيْن: قُبُل و دُبُر/ آلت تناسلى زن و مرد.
فرجين تثنيه فَرْج است كه بر قُبُل و دُبُر اطلاق مىشود.[١] گاهى نيز بر آلت تناسلى زن و مرد اطلاق گشته و ـ مثلا ـ گفته مىشود: خنثاى مشكل اگر فاقد و يا داراى فرجين باشد، كه مراد آلت تناسلى مردانه و زنانه است[٢]( فرج).
( آلت تناسلى) ( دُبُر)
[١]مجمع البحرين، واژه «فرج» مشارق الشموس/ ١٦١ ؛ المعتبر ١/ ١٨١
[٢] ارشاد الاذهان ٢/ ١٣٣ ؛ مهذب الاحكام ٣٠/ ٢٥٦ .
فَرَح شادى
فَرز افراز
فرزند
فرزند: بچه؛ آن كه از ديگرى زاده شده است.
از احكام مرتبط با آن در بابهاى طهارت، حج، تجارت، قرض، وقف، هبه، نكاح، ارث، شهادات، حدود، قصاص و ديات سخن گفتهاند.
نسبت فرزندى: نسبت فرزندى تنها از راه آميزش مشروع و يا تلقيح مصنوعى ( تلقيح مصنوعى) با شرايطى حاصل مىشود. بنابر اين، چنانچه مردى با زنى كه آميزش با او حلال است، نزديكى كند و زن باردار شود و پس از گذشت حداقل شش ماه از زمان آميزش بچهاى به دنيا آورد، بچه فرزندآن مرد و زن خواهد بود. همچنين است اگر فرزند از راه تلقيح متولد شود.
به قول مشهور، در آميزش، نبايد فاصله بين زمان آميزش و زمان وضع حمل، بيش از نه ماه باشد.[١]
بچهاى كه از راه آميزش حرام، مانند زنا متولد مىشود از نظر شرع فرزند به شمار نمىرود و به هيچ كدام از مرد و زن ملحق نمى گردد( زنا). چنان كه فرزندخوانده نيز فرزند محسوب نمىشود و احكام فرزند بر او مترتب نمىگردد (فرزندخوانده).
نسبت فرزندى به اقرار( اقرار) و بيّنه(بيّنه) ثابت مىشود( نسب).