فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٢ - عَتَبَه
همچنين است در صورتى كه موجب عدم كنترل يكى از آن دو شود[٣] برخى در صورت آخر، احتمال ارش(ارش) را نيز مطرح كردهاند، هرچند احتياط را در مصالحه دانستهاند[٤]
[١]مفتاح الكرامة ٣/ ٢٨٥ ؛ جواهر الكلام ٨/ ١٨٣ ؛ العروة الوثقى ٢/ ٣١٩ ؛ مستمسك العروة ٥/ ٢٥٢
[٢] جواهرالكلام ٤٣/ ٢٨١ ـ ٢٨٢
[٣] النهاية/ ٧٦٩ ؛ كتاب السرائر ٣/ ٣٩١ ؛ تلخيص المرام/ ٣٦٦ ؛ مهذب الاحكام ٢٩/ ٢٤٧
[٤] تحرير الوسيلة ٢/ ٥٨٧ .
عجب
عُجب: از رذائل اخلاقى.
عجب از صفات ناپسند نفسانى است كه بنده در آن حالت، كار نيك خود را بزرگ پنداشته و از اين جهت مسرور و شادمان مىشود و خود را در پيشگاه خداوند برتر از ساير بندگان مىپندارد و در نتيجه خودش را از حدّ تقصير (كوتاهى در عبادت خداوند) خارج مىبيند.[١] البته عجب بر بزرگ ديدن هر عملى ـ اعم از عبادى و غير عبادى ـ حتى عمل ناپسند كه برخى نادانان آن را جوانمردى و كمال پنداشته و به آن مىبالند نيز اطلاق مىشود.[٢] از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند.
حكم تكليفى: در روايات متعدد از عجب نكوهش شده است. در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است: «هركس به عجب مبتلا شود، هلاك مىگردد».[٣] از اين رو، شكى نيست كه عجب از صفات بسيار ناپسند و از اسباب هلاكت انسان است؛ چه عجب در عبادت باشد يا در غير عبادت؛[٤] ليكن از جهت حكم تكليفى به تصريح برخى، عجب در غير عبادت حرام نيست؛[٥] اما در عبادت، جمعى حكم به حرمت آن كردهاند.[٦] در مقابل، برخى گفتهاند: عجب هرچند از اسباب تباهى انسان و دور شدن از رحمت الهى است؛ ليكن به لحاظ تكليفى حرام نيست.[٧]
حكم وضعى: آيا عجب همانند ريا ( ريا) موجب بطلان عبادت مىشود؟ بنابر قول مشهور، عجب موجب بطلان عبادت نيست؛ خواه پيدايى آن توأم (مقارن) با عبادت باشد يا پس از عبادت[٨]