فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٩٥ - عصر
مقصود از معصوم بودن، محفوظ و مصون بودن آنان از هر گناهى است؛ بزرگ يا كوچك؛ به عمد يا از روى سهو و فراموشى.[٥]
اعتقاد به عصمت پيامبران و نيز اهل بيت عليهم السّلام واجب و انكار عصمت آنان از سوى فردى شيعى موجب ارتداد و كفر وى مىشود[٦] (ضرورى).
عصمت فرشتگان: اعتقاد به معصوم بودن فرشتگان از ضروريات مكتب شيعه امامى است[٧]( فرشته).
[١]لسان العرب، واژه «عصم»
[٢] رسائل الشريف المرتضى ٣/ ٣٢٥ ؛ المقتصر/ ٣٠
[٣] الإنصاف فى مسائل دام فيها الخلاف ٣/ ٢٥٩
[٤] الاحزاب/ ٣٣ [٥]مرآة العقول ٢٥/ ٢٧٣
[٦] لوامع صاحبقرانى ١/ ٢٤ ؛ جواهر الكلام ٢٨/ ٤٠ ؛ صراط النجاة ٣/ ٤١٥
[٧] الفوائد الطوسية/ ٢٧٧ .
عُصوبَت تعصيب
عِصيان گناه
عصير
عصير: آب انگور.
عصير در لغت به معناى افشره؛ يعنى مايعى كه از فشار دادن ميوههاى آبدار، مانند انگور، انار، خربزه و هندوانه به دست مىآيد، آمده است؛ از اين رو، بر مايع به دست آمده از اجسام سختى كه ترش يا شيرين اند، مانند كشمش، خرما و زرشك كه شيرينى يا ترشى آنها بر اثر خيساندن يا ماليدن در آب و يا افزودن آب و بر آتش نهادن وجوشيدن به دست مىآيد، عصير اطلاق نمىشود؛ بلكه به آن «نبيذ» يا «نقيع» گويند.
مراد از عصير در روايات و نيز كلمات فقها در صورتى كه بدون قيد و قرينهاى به كار رود، آب انگور است و شامل ساير ميوهها نمىشود.[١]
( آب انگور)
[١]الحدائق الناضرة ٥/ ١٢٥ ـ ١٢٨ ؛ حاشية مجمع الفائدة/ ٦٧٦ ؛ مصباح الفقيه ٧/ ٢١٦ ؛ جواهر الكلام ٦/ ٢٤ ـ ٢٥ ؛ مستمسك العروة ١/ ٤١٢ ـ ٤١٣ .
عضباء
عَضباء: حيوان شاخ شكسته و يا گوش بريده و گوش شكافته.
در روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از قربانى كردن عضباء نهى شده است[١]