فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩١ - فريضه
كراهت نسبت به بعضى انواع آن ـ همچون شرب خمر و زنا كه توأم با ننگ و عار بويژه نسبت به برخى مردان و زنان است ـ ثابت مىباشد[٩]
هجو كردن مؤمن حرام است؛ هرچند فاسق باشد و تظاهر به فسق كند[١٠]( هجو). چنان كه قذف متظاهر به فسق نيز جايز نيست و موجب ثبوت حدّ بر قذف كننده است، مگر آنكه منشأ فسق او ارتكاب زنا يا لواط باشد.[١١]
رفاقت و همنشينى با فاسق مكروه است.[١٢] چنان كه اجابت دعوت او نيز كراهت دارد.[١٣]
( تظاهربه فسق) ( فسوق) ( جرح)
[١]لسان العرب و المفردات (راغب)، واژه «فسق»
[٢] بقره/ ٢٦ و ٥٩ ؛ مائده/ ٣ ؛ انعام/ ٤٩ و ١٢١ [٣]غنائم الايام ١ / ٢٦٤
[٤] كتاب المكاسب ١/ ٣٤٣
[٥] جواهر الكلام ٤١/ ٢٥
[٦] ٣٠٦
[٧] ٤٧٢ ؛ تحرير الاحكام ٥/ ٢٩٦ ؛ كشف اللثام ١٠/ ٣٩١
[٨] جواهرالكلام ٤١/ ٢٤١ و ٢٤٩
[٩] ٣٠/ ١١٤ ـ ١١٥
[١٠] ٢٢/ ٦٠ ـ ٦١
[١١] ٤١/ ٤١٨
[١٢] الكافى (كلينى) ٢/٦٤١
[١٣] هداية الامة ٨/ ٩٦.
فسكل
فسكل: آخرين اسب در مسابقه.
فسكل به ضمّ فا و كاف يا كسر آن دو به آخرين اسب در مسابقه گويند. به نظر برخى، فسكل همان سُكيت (دهمين اسب) است[١](اسب دوانى).
[١]جواهر الكلام ٢٨/ ٢١٤ .
فسوق
فُسوق: از محرمات احرام.
قرآن كريم در حج از فسوق نهى كرده است.[١] در تفسير آن ديدگاههاى مختلفى وجود دارد. دروغ گفتن؛[٢] دروغ و ناسزا گفتن؛[٣] دروغ بستن بر خدا؛[٤] نسبت دروغ دادن به خدا، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يا يكى از امامان عليهم السّلام؛[٥] دروغ گفتن، فحش دادن و فخر فروشىِ حرام؛[٦] و هر سخن ناشايست و قبيح[٧] از جمله اين ديدگاهها است. از آن در باب حج سخن گفتهاند.
فسوق هرچند به خودى خود حرام است، ليكن از محرمات احرام نيز شمرده شده است. بنابر اين، حرمت آن در حال احرام شديدتر خواهد بود؛٨ اما با ارتكاب آن حج و عمره باطل نمىشود[٩]