فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥١ - غروب
شستن باطن بدن، مانند داخل چشم، بينى و دهان و آن بخش از گوش كه ديده نمىشود و نيز زير ناخنها لازم نيست.[١٤]
تخليل مواضعى كه آب جز با تخليل به آنها نمىرسد، مانند قسمتهايى از گوش كه ديده مىشود، اما آب به آنها نمىرسد كه واجب است با دست آب به آن قسمتها رسانده شود و نيز زير انگشتر در صورت نرسيدن آب به آنجا، كه واجب است انگشتر حركت داده شود تا آب به زير آن برسد[١٥](تخليل). رعايت ترتيب در غسل ترتيبى به گونهاى كه گذشت.[١٦] ترتيب در غسل ارتماسى ساقط است و با فروبردن تمامى بدن به زير آب به قصد غسل تحقق مىيابد.[١٧] مباشرت؛ بدين معنا كه خود غسل كننده، بدن خود را غسل دهد نه ديگرى.[١٨] پاك بودن هر عضوى هنگام غسل، بنابر قولى. بنابر اين، هنگام شستن سر و گردن، اگر دست نجس باشد ضررى به غسل نمىرساند؛ بلكه آنچه لازم است، پاك بودن آن، هنگام غسل است.در مسئله علاوه بر ديدگاه ياد شده چند ديدگاه ديگر وجود دارد كه عبارتاند از پاك بودن تمامى بدن از نجاست هنگام غسل. بنابر اين، بايد قبل از غسل تمام بدن تطهير شود؛ باقى نبودن بر نجاست بعد از غسل؛ بدين معنا كه با جارى ساختن آب بر عضو نجس به قصد غسل، آن را نيز تطهير كند. بنابر اين، يك بار جريان دادن آب بر موضع نجس، هم براى تطهير آن و هم براى غسل كفايت مىكند؛ تفصيل در مسئله بين اينكه غسل با آب كثير( آب كثير) انجام شود يا اينكه عضو نجس آخرين عضو باشد و بين غير آن كه در دو صورت نخست، يك بار شستن كفايت مىكند، و ديدگاه آخر، شرط نبودن هيچ يك از امور ياد شده و اينكه غسل صحيح است، هرچند عضو نجس ـ حتى پس از غسل ـ بر نجس بودن باقى بماند، به شرط آنكه عين نجس در بدن وجود نداشته باشد.[١٩]